مشاهده فهرست مطالب شماره 29


بررسي بازار نرم افزار ايران
در جستجوي زمان از دست رفته!

نويسنده: جواد زارعي

شماره 19 - بهمن 1387
    معاون سازمان توسعه تجارت ایران از صادرات 50 میلیون درلار نرم افزار در نه ماهه اول سال جاری خبر داد و مجموع درآمد سال گذشته را بالغ بر 60 میلیون دلار عنوان كرد. این در حالی است كه آغاز صادرات محصولات نرم افزاری از سال 82 با درآمد سالانه 250 هزار دلاری آغاز و پیش بینی می شود درآمد سالانه سال 87 تا 70 میلیون دلار افزایش پیدا كند. اگر وضعیت صادرات نرم افزار با همین رشد تداوم داشته باشد، بعید نیست كه در سال 88 بتوان به ركورد 90 تا 100 میلیون دلار دست یافت. همچنین در خبرگزاری ها خبر از انعقاد بزگ ترین قرارداد نرم افازری میان ایران ومالزی به ارزش 15 میلیون دلار دادند كه برای خودش در صنعت نرم افزار داخلی اتفاقی خوش یمن محسوب می شود. این موضوع بهانه ای دست مان داد تا آمادگی صنعت نرم افزار كشور برای حضور در بازارهای جهانی را بیشتر مود كاوش قرار دهیم.
    
     آیا رقم كنونی مناسب است؟
    صادرات نرم افزار به ارزش 70 میلیون دلار برای صنعت كنونی نرم افزار از یك منظر فوق العاده است، چرا كه اعداد و اراقام قبلی در محدوده هزار دلار بود و اكنون در وادی میلیون دلار گام نهاده ایم و اگر شرایط بر وفق مراد باشد وارد محدوده صدها میلیون دلار خواهیم شد. هر چند اگر گذشت ها را در نظر نگیریم و به ظرفیت ها نظر داشته باشیم اگر ارزش صادرات غیر از این بود جای تعجب دارد، چرا كه ظرفیت كنونی تولید نرم افزار در بهترین وضعیت چهار پنج برابر ارزش كنونی است، البته به زعم نگارنده. این را با این فرض عنوان كردم كه اگر قرار باشد صنعت حدود و ثغور و ایده آل های نرم افزار همین باشد، حداكثر چهارصد پانصد میلیون دلاری را چندان دور از واقعیت عنوان نكرده ام، اما اگر همیتی صورت گیرد و شرایط داخلی كشور تغییر یابد آنگاه می توان دست یابی به ارقام چند ده میلیارد دلاری را هم چندان دور از دسترس ندانست. در ادامه در این باره صحبت می كنم.
    
    قبل از ایده و تولید
    اگر صنعت نرم افزار شبه قاره هند می توان به صادرات حداقل ده میلیارد دلار نرم افزار دست پیدا كند و پیش بینی 40 درصد افزایش را برای سال 2009 میلادی طبیعی بداند، جای تعجب نیست، چرا كه این كشور به قدر كفایت نیروی متخصص و با تجربه در اختیار دارد. دانشگاه های هند و پاكستان از اواخر دهه نود میلادی، سیاست های آموزشی و نیازهای آتی خود را مورد بازبینی قرار دادند و شرایطی فراهم ساختند كه بسیاری از نخبگان مانده از تحصیل در دانشگاه های آمریكا و كانادا و استرالیا را جذب كردند و قدری هم بر كیفیت آموزش خود افزودند تا بتوانند در آینده ای محتوم از آن بهره بگیرند. همین اتفاق را با مراكز آموزشی داخلی ایران مقایسه كنید. اگر از دانشگاه های درجه اول كشور صرف نظر كنیم كه در كل كمتر از دو هزار نفر دانشجوی متخصص كامپیوتر تربیت می كنند، به تصورم شما هم موافق باشید كه در دیگر مراكز آموزشی كشور نباید اتفاقی خاص را انتشار كشید. بی دلیل نیست كه اغلب تحلیل گران و طراحان و برنامه نویسان صنعت نرم افزار در خارج از مراكز آموزشی معتبر تربیت می شوند و وارد این جرگه می شوند. به طور حتم برای بسیاری از خوانندگان این پرش مطرح شده است كه كارایی بسیاری از همین نیروهای انسانی از فار التحصیلان دانشگاه ها بالاتر است. قبل از اینكه بدین پرسش پاسخ بگویم ترجیح می دهم قدری با آمار صحبت كنم.
    
    آمارهای سال 1980
    آمارهای صنعت نرم افزار نشان می دهد كه نزدیك به نیمی (47 درصد) از سفارش هایی كه منجر به تولید محصول نرم افزاری شده است آنچنان كه باید كارآمد نبودند، هرچند كارفرما تمامی هزینه ها را پرداخت كرده است. به بیان دیگر به آنچه می خواسته دست پیدا نكرده است. نزدیك به یك سوم (29 درصد) سفارش ها به نتیجه نرسیده است، اما كارفرما هزینه ها را پرداخت كرده و است و اغلب كار به محاكم حقوقی كشانده شده است. نزدیك به یك پنجم (19 درصد) سفارش ها تحویل شده است، اما پس از مدت كوتاهی غیرقابل استفاده تشخیص داده شده است. همچنین حدود 3 درصد سفارش ها پس از صرف هزینه ها بسیار و طراحی مجدد به نتیجه رسیده است و باز هم محصولی نبوده كه كارفرما انتظارش داشته باشد. در این میان تنها 1.5 درصد سفارش ها به طرز رضایت بخشی به سرانجام رسیده است.
    
     آمارهای سال 1995 و 2000
    به طور خلاصه این آمارها نشان می دهند كه میزان موفقیت در انجام پروژه های نرم افزاری تا 16 درصد افزایش داشته و آمار پروژه هایی كه تعطیل شد تا 31 درصد كاهش داشته است. البته كارفرما و پیمانكارها در 53 درصد پروژه ها همچنان با یكدیگر چالش دارند تا كار به سرانجام برسد. در سال 2000 سهم پروژه های موفق تا 28 درصد رشد نشان داده است و سهم پروژه هایی متوقف شده نیز تا 23 درصد كاهش داشته است. البته سهم پروژه های چالش برانگیز هم تا 49 درصد كاهش داشته است كه در قیاس با 53 درصد پنج سال پیش از تغییر شرفی محسوب نمی شود.
    
    مشكلی به نام آموزش و ارزشیابی
    به طور حتم اتفاقی چیزی در این میانه روی داده است كه سهم پروژه های موفق را از هیچ درصد به 28 درصد در طی دو دهه رسانده است. واقعیت ماجرا این است كه تمامی این موفقیت ها به دلیل بهبود روش های مهندسی نرم افزار در دانشگاه ها، مراكز تحقیقاتی و شركت های تخصصس صنعت نرم افزار صورت گرفته است. نكته بسیار جالب این ارتقا موفقیت به دلیل انجام آموزش های صحیح و آشنایی افراد پروژه با اصول مهندسی نرم افزار بود. برای ارایه پاسخ به پرسشی كه در بالا رها كردیم، هم اكنون می توانم بگویم كه بسیاری از مشكلات مربوط به صنعت نرم افزار كشور به عدم آشنایی نیروهای به ظاهر متخصص با اصول مهندسی نرم افزار مربوط می شود و این عدم آشنایی شمل دو مبحث علمی و فرهنگی است. برای جلوگیری از ایجاد شائبه اینگونه می گویم كه شیوه آموزشی رایج در دانشگاه ها و بسیاری از مراكز آموزشی متناسب با نیازهای روز مراكز تولید نرم افزار نیست. به بیان دیگر شیوه آموزشی رایج در كشور فوق العاده سطحی است، بدین معنا كه فرد متخصص با مفاهیم بسیاری به صورت سطحی آشناست، اما از چند و چون آن آگاهی حرفه ای ندارد و به شكل واقعی با آن درگیر نشده است. متخصص این كاره صنعت نرم افزار باید كه حوزه آگاهی حرفه ای وسیعی داشته باشد، اما در یك حوزه مشخص كارآزموده و صاحب نظر شود. بی دلیل نیست كه تعداد برنامه نویسان موجود در داخل كشور بیش از ظرفیت صنعت نرم افزار كشور است، اما این صنعت هواره از فقدان نیروی كار كارآزموده در رنج بوده و اگر وضعیت به همین منوال باشد، الی الابد خواهد بود!
    به صراحت می توان گفت تا شیوه های آموزشی و ارتقا سطح مهارت های افراد حاضر در این وادی تصحیح نشود، نباید انتظار تداوم رشد صادرات نرم افزار را داشت. كشوری مانند كانادا یا استرالیا همواره امكان مهارت برای افراد متخصص (Skill Worker) را مهیا می سازند، اما همیشه كمتر از آن درصدی كه تصورم می كنیم جذب این كشور می شوند. آنهایی كه جذب می شوند و با موفقیت به كار خود در طی سالیان سال ادامه می دهد چیزی در اختیار دارند كه مابقی حتی از آن بی خیرند، و آن چیزی نیست جز گواهی نامه!
    در دنیای امروز شركت های بسیاری وجود دارند كه تنها كارشان در این عالم فانی ارزیابی میزان دانش و مهارت متقاضی در یك حوزه خاص است. اگر فردی گواهی نامه شركت Zend را داشته باشد به راحتی می تواند به عنوان این كاره وادی PHP جذب بازار كار شود. برای افرادی كه قرار ست در سازمان ها و شركت های حاصر در بازار تولید نرم افزار (محصولات IT) جذب شوند ارایه گواهی نامه ITIL الزامی است. افرادی كه به عنوان ارزیاب عملكرد بخش IT سازمان ها فعالیت می كنند باید كه گواهی نامه COBIT را ارایه كنند و متخصصان هر یك از بسترهای برنامه نویسی .NET و JAVA نیز مدارك مربوط به خود را درخواست خواهند كرد. قبول دارید كه دریافت چنین مداركی در داخل كشور امكان پذیر نیست و برای دریافت آن باید كه بار سفر بست و عازم دبی و استانبول و باكو شد. دنیای جدید دنیای مدارك و گواهی نامه های بین المللی است كه عدم ارایه آن، مترادف با عدم تخصص قلمداد می شود. این مشكل را در داخل كشور به نوعی دیگر می توان رفع كرد. اگر مراكز آموزشی شیوه آموزشی خود را هماهنگ با استانداردهای آموزشی و اعلام و به شكلی واقعی مطابق با آن برگزار كنند، حداقل دل مان می تواند خوش باشد كه افراد فاقد مدرك، اما صاحب دانش و مهارت تربیت شده و وارد صنعت نرم افزار می شوند. انجام آموزش، تقویت مهارت ها و ارزسیابی صحیح می توان پشتوانه قابل اتكایی برای صنعت نرم افزار كشور باشد. باور كنید تا دانشجوی نرم افزار این مملك فقط در فكر پاس كردن دروس مهمی مانند پایگاه داده و مبانی مهندسی نرم افزار باشد، سرانجام خوبی نخواهیم داشت.
    
    جدی تر درباره بازار هدف
    با برخی دوستان كه درباره صادرات نرم افزار صحبت می كردم حرف های نشدنی بسیاری رد و بدل شد. راستش اگر صادرات نرم افزار را محصولاتی مانند ERP و CRM و امثالهم محدود كنیم كه روزگارمان سیاه است. امثال SAP و Oracle و IBM سال هاست در این حوزه فعالیت می كنند و شرایطی سختی در پیش خواهیم داشت شایسته است تا بازار هدف خود را برای محصولات مختلف تعریف و براساس نیاز آنها اقدام بخ تولید كنیم. به عنوان مثال در زمینه مالتی مدیا می توان فعالیت های وسیعی در بازارهای منطقه انجام داد. البته وضعیت بسیاری از محصولات مالتی مدیای كنونی كه شرم آور است. فرض بر این است كه محصولاتی با رعایت استانداردهای حداقلی تولید كرده باشیم. از سوی دیگر قرابت فرهنگی ایران با بسیاری از كشورهای همسایه می تواند زمینه ساز ارایه ایده ها، محصولات و خدمات مختلف باشد. در آمارها مشهود بود كه شركت های ایرانی به افغانیستان، تاجیكستان و ازبكستان حسن نظر دارند و بازخوردهای منسابی از فعالیت های خود دریافت كرده اند. این امر لازم است، اما كافی نیست. بهتر آن است كه آرام آرام وارد بازارهای كشورهای شویم كه تولید ناخالص ملی قابل توحهی داشته باشند. استفاده از متخصصان ساكن در آن كشورها به نوعی برگ برنده طرف ایرانی محسوب می شود. در این باره بیشتر صحبت نمی كنم كه هم كلیشه ای است و پیش از این در مكتوبات دیگر مطالعه كرده اید.
    
    چاره كندی سرعت
    سرعت رشد صنعت نرم افزار ایران قابل قیاس با رقبای منطقه ای نیست و در چند سال آتی دیگر رشد لقب نخواهد گرفت. باید كه چاره ای در این باره اندیشیده شود. پیشنهاد پیوستن افراد و مجامع ایرانی در جنبش های نرم افزاری متن باز و حمایت های معنوی و مالی دولت می تواند گره گشای بسیاری از مشكلات كنونی باشد. كافی است در وب سایت عظیم Sourceforge.net غوری بكنید و ببینید كه چه حركت های زیبایی در حوزه های نرم افزاری در جریان است. همواره بر اینكه تاكید اشته ام كه استفاده از نرم افزارهای رایگان و متن باز برای صنعت نرم افزار ایران در حكم زهر بوده است. شیوه ورود و استفاده از این گونه نرم افزارها معنای ایده متن باز (Open Source Idea) را دچار دگرگون كرده است. ایده متن باز در ایران زمین با خیرات كد اصلی برنامه یكی دانسته می شود، در حالی كه این چنین بود شركت های بزرگ خواهان مشاركت در توسعه نرم افزارهای متن باز نبودند و سراغ كاری دیگر را می گرفتند. نرم افزارهای متن باز برای بسیاری از برنامه نویسان ایرانی حكم هلو برو تو گلو را دارد و ایشان را از وادی خلاقیت به دور انداخته است. این درحالی است پروژه های متن باز برای بسیاری از طراحان مدل های نرم افزاری و برنامه نویسان سرزمین های دور وادی بدیعی است كه وظیفه می دانند كه به كمك آن اعتلا یابند. بازاری كه پروژه های متن باز فراهم می كنند بسی فراخ تر از آن چیزی است كه در تصور می گنجد.
    
    LAMP
    شركت های و سازمان های بزرگی فراوانی هستند كه از پروژه های متن باز و رایگان استفاده می كنند و پشتیبان آنها قلمداد می شوند. به عنوان مثال شركت گوگل از زبان برنامه نویسی Python و پایگاه داده MySQL استفاده می كند و هسته اصلی این پروژه های نرم افزاری را مطابق نیازهای خود تغییر داده است. امر غریبی است كه پروژه لینوكس فارسی چند سال به طور می انجامد و امكان استفاده عمومی از آن فراهم نیست، اما یك جوان بیست ساله در ینگه دنیا چارچوب نرم افزاری متن باز قدرتمندی ارایه می كند كه Ruby On Rails خوانده می شود و در حال حاضر كه بسیاری از دانشگاه ها، سازمان ها و توسط شركت ها بزرگ مانند ناسا، یاهو و گوگل برای تولید نرم افزار مورد استفاده قرار می گیرد. دسترسی و نیز علاقه به پروژه های متن باز در كشور موج می زند و تحریم هایی كه گریبان گیر كشور شده است نیز به لحاظ روانی قاطبه برنامه نویسان كشور را بدین سو سوق داده است. این جریان اگر به درستی هدایت نشود به طور حتم مشكلاتی به وجود خواهد آورد. تشویق به استفاده صحیح از مجموعه LAMP و ارایه آموزش و ارزس یابی صحیح می تواند بسیاری از تنگناهای كنونی را باز كند. مجموعه LAMP از سركلمه های Linux به عنوان سیستم عامل، Apache به عنوان وب سرور، MySQL به عنوان پایگاه داده و PHP به عنوان زبان برنامه نویسی تشكیل شده است. البته پس از LAMP مجموعه های دیگری نیز پیشنهاد شد كه در آن P را مخففی برای PHP، Python و Perl می دانستند. بعدها هم Ruby و پایگاه داده PostgreSQL نیز بدین مجموعه افزوده شد. در حال حاضر MySQL در تملك Sun Microsystems قرار گرفته است كه ایران را به دلیل رعایت تحریم های بین المللی محروم ساخته است، اما PostgreSQL راه دیگری برای گشوده است.
    علی ایحال این را خواستم بگویم كه تربیت نیروی انسانی متخصص در این وادی می تواند علاوه بر توسعه دانش و رشد مهارت ها، نیروی انسانی قابل اتكایی برای صنعت نرم افزار فراهم سازد.ممكن است این شائبه ایجاد شود كه نگارنده از مخافلان Microsoft است. راستش را بخواهید برای حقیر تفاوت بین این دو وجود ندارد، نگرانی ام بیشتر از هدر رفتن استعداداهایی است كه در همین طور رها شده است. در حال حاضر تفاوتی نمی كند كه آموزش ها و سیستم ارزش یابی در كدام چارچوب آغاز شود. مم این است كه آغاز شود تا بتوانیم از ثمرات آن بهره مند شویم.
    
    خلاصه بحث
    اگر قرار باشد كل این داستان را در یكی دو پاراگراف جمع كنم این گونه خواهد شد كه ظرفیت توسعه صادرات نرم افزار در سال های آینده در یك حد مشخصی متوقف خواهد شد كه فقدان نیروی انسانی متبحر یكی از دلایل آن است. برای رفع این مشكل لازم است تا نظام آموزش و ارزش یابی یكپارچه طراحی شده و مورد استفاده قرار گیرد. همچنین حمایت از فعالیت های گروهی، ایده ها و حضور در صحنه بین المللی به مدد پروژه های متن باز می تواند در دیگری بر صنعت نرم افزار بگشاید. گله گذاری مختصری هم از رواج پروژه های متن باز كنونی ابراز داشتم و بر انجام فرهنگ سازی در این زمینه تاكید كردیم. چرا كه اول تكنولوژی وارد كشور شده و اندكی بعد هم فرهنگ استفاده از آن به شكلی ناقص وارد می شود كه نه تنها اثربخش نیست كه اوضاع را وخیم تر می كند. شاید پس از ضعف بنیادین آموزش و سنجش مهارت ها در جامعه امروز، فقدان فرهنگ استفاده از تكنولوژی نرم افزاری بزرگ ترین ضربه را بر پیكره نحیف صنعت نرم افزار وارد سازد. به طور حتم نگاهی كه در این نوشتار مطرح شد جامع نیست و شایسته است از زوایای دیگری نیز به موضوع رشد صادرات نرم افزار در سال های اخیر توجه شود تا تصویری كامل از آن ترسیم شود.
    
    
    
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 108


       مشاهده فهرست مطالب شماره 29
 
 
 
 
 
 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات است.