مشاهده فهرست مطالب شماره 27


بررسي سيستم هاي مديريت آموزش در كشور
از رنجي كه مي بريم!

نويسنده: جواد زارعي


    اصطلاح آموزش الكترونيك يا آموزش الكترونيكي (eLearning) هنوز ده ساله نشده، اما مشكلاتي را به وجود آورده كه انگار سي سال از رواج آن مي گذرد. در هر صورت اينجا ايران است و بروز اين گونه اتفاقات خيلي هم عجيب نيست. ما بعد از ورود مباحث جديد مانند فناوري اطلاعات و ارتباطات، اجازه نمي دهيم كه مفاهيم پخته شوند و به هر شكل كه شده پاي تكنولوژي و ابزارهاي جديد را به ميان مي كشيم، طبيعي است كه اصل فراموش شود.
     امر آموزش الكترونيك در ايران هم از همين جنس است. سال هاست كه از طرح آن در حوزه آكادميك گذشته و چه رنج ها كه براي راه يافتن آن ميان نخبگان و اهالي فن كشيده نشده است. بخش بد ماجرا اين است كه اصل موضوع آموزش الكترونيك از يادها رفته و ديگر كمتر كسي حوصله پرداختن بدان را دارد. آموزش الكترونيك در شرايط كنوني مترادف شده با نرم افزار آموزش الكترونيكي كه نمونه هاي متن باز و رايگان به آساني در فضاي وب قابل دريافت و استفاده است. هيچ يك از تهديداتي كه اصل موضوع آموزش الكترونيك را مورد هدف قرار داده، نمي تواند هم چون اولويت يافتن ابزارها خطرآفرين باشد، چرا كه ابزارهاي كاملا تخصصي را تبديل به ابزارهاي عام مي كند. اساس جنبش متن باز (Opensource Movement) بر دسترسي رايگان محصولات فكري و توزيع جمعي و توسعه امكانات آن تاكيد دارد، اما رهاورد جنبش متن باز در حوزه آموزش الكترونيك، به محاق رفتن خبرگان كار و ميدان داري ابزارپيشگان فرصت طلب است. هستند مراكزي كه از سيستم هاي مديريت آموزش (LMS) به اندازه و در جاي خود استفاده مي كنند و اما بسيار انگشت شمارند.
    
    اندر مضرات جنبش متن باز
     توسعه استفاده از نرم افزارهاي متن باز كه بيشتر با عنوان سيستم هاي مديريت محتوا (CMS) شناخته مي شوند، گرچه در دنيا به عنوان يك پديده مثبت شناخته شده، اما در فضاي بي قانون و بي ضمانت اجرايي وب كشور، سراسر ضرر است.
     همان طور كه نرم افزار فتوشاپ بسياري را گرافيست كرده، سيستم هاي مديريت آموزش (LMS) نيز خيلي ها را خبره در آموزش الكترونيك كرده است. تا به حال نزديك به ده گونه مختلف از نرم افزارهاي مديريت آموزش الكترونيك عرضه شده است كه اغلب بر اساس تكنولوژي Java و J2EE طراحي و توسعه داده شده و چند مورد نيز از تكنولوژي هاي PHP و MySQL بهره مي برند؛ اما مواردي كه اساس شان بر تكنولوژي .NET استوار است اغلب تجاري بوده، و به راحتي و بدون صرف هزينه در دسترس نيستند.
    حتما نام Moodle را بسيار شنيده ايد. اين نرم افزار متن باز هفت، هشت سالي مي شود كه وارد ايران شده است. چرچه در ابتدا چندان مورد توجه قرار نداشت، اما پس از پشتيباني تيم توسعه دهنده آن از زبان فارسي به عنوان گزينه اول، مورد توجه و استفاده بسياري از مراكز و شركت هاي فعال در اين حوزه قرار گرفت. نرم افزار Moodle كه اصليتي استراليايي دارد در قياس با ديگر نرم افزارهاي متن باز و رايگان از امكانات كاملي برخوردار است، اما راهبري چندان جذابي ندارد. مهم اين است كه از زبان برنامه نويسي PHP و پايگاه داده محبوب MySQL بهره مي برد كه در ميان اهل فن اين سرزمين بسيار محبوب هستند.
     نرم افزار متن باز و رايگان Sakai نيز چندي است كه مورد توجه قرار گرفته است. اين نرم افزار و نيز نرم افزار OLAT از تكنولوژي Java بهره مي برند و در قياس با Moodle هم كمتر شناخته شده و هم كمتر مورد استفاده قرار گرفته اند. نرم افزارهاي ديگري چون Claroline و aTutor نيز به ندرت مورد استفاده قرار مي گيرند.
     استفاده از نرم افزارهاي فوق الذكر به خودي خود مضر نيست، اما شيوه عرضه و چگونگي استفاده از آنهاست كه جامعه مجازي كشور را با مخاطرات بسياري مواجه ساخته است. نرم افزارهايي كه ذكرشان رفت، همگي متن باز بوده و اغلب از زبان فارسي پشتيباني مي كنند و رايگان عرضه شده اند. اما اين جا خبرهاي ديگري جريان دارد، به اين معني كه براي راست چين كردن محتوا و افزودن تقويم جلالي به اين سيستم ها، حداقل ده تا دوازده ميليون تومان دريافت مي شود. شنيده ها از ارقام و اعداد بالاتر نيز حكايت دارند كه توسط برخي سازمان هاي دولتي بابت دريافت همين خدمات ساده پرداخت شده است.
     شرايط عرضه و پشتيباني Sakai كه وخامت بيشتري دارد. گفته شده كه اين نرم افزار رايگان و متن باز توسط يكي از تيم هاي مطرح در وادي فناوري اطلاعات كشور به قيمتي بيش از يك صد ميليون تومان فروخته شده است. اين نرم افزارها امكانات جامعي دارد و توسط دانشگاه هاي تراز اولي چون Yale ، Berkeley ، Michigan ، Cambridge ، UBC و Oxford استفاده مي شود، نياز چنداني به توسعه نداشته و همان راست چين كردن محتوا و افزودن تقويم فارسي براي قابل استفاده شدن آن كفايت مي كند. اين را كه چه چيز عجيب و غريب ديگري به اصل نرم افزار افزوده شده كه قيمت آن را تا اين حد بالا برده، فقط خدا مي داند. از اين دست مثال ها در حوزه آموزش الكترونيك بسيار است، اما نكته ديگري كه به واسطه همين نرم افزارهاي متن باز و رايگان در وادي آكادميك رخ داده، فقدان آشنايي متوليان امر آموزش با مفاهيم و توان مندي هاي نهفته در امر آموزش الكترونيك است. در دسترس بودن ابزارهاي اين چنيني كه همه چيز را يك جا عرضه مي كنند و هزينه ظاهري چنداني ندارند، آفت زاست و متوليان امر را از توجه به معماري و مدل سازي آموزش فارغ مي سازد. شايد به همين خاطر باشد كه دانشگاه بزرگي چون اميركبير در هشت سال گذشته از چندين نرم افزار آموزش الكترونيكم استفاده كرده است و هنوز هم رضايت حداقلي حاصل نشده است. اوضاع دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي نيز چندان بهتر نيست. مشكل اين است كه اين قبيل مراكز در عوض توجه به راه حل ، به ابزار اتكا مي كنند و بديهي است كه نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
     البته تجربه هاي موفقي نيز در اين حوزه وجود دارد كه هر چند حداقلي است، اما شايسته تقدير است. به عنوان مثال دانشگاه مجازي علوم حديث (vu.hadith.ac.ir) و دانشگاه غيرانتفاعي مجازي تهران (iran-vu.com) از سيستم هاي مديريت آموزش اختصاصي استفاده مي كنند و از آنجا كه ابزارپيشگان بر گرده دانشگاه سوار نيستند، به موفقيت هاي نسبي دست پيدا كرده اند. شايد همين تجربه ها باعث شده باشد كه دبيرخانه شوراي عالي اطلاع رساني كشور (scict.ir) موضوع طراحي، پياده سازي و عرضه رايگان سيستم مديريت آموزش الكترونيك را كه به طور كامل با زبان فارسي سازگار بوده و از حداقل ها برخوردار باشد، در دستور كار قرار داده و اعلام كرده اين محصول را به رايگان در اختيار سازمان ها و موسسات آموزش عالي قرار خواهد داد.
    در هر صورت اوضاع و احوال آموزش الكترونيك از منظر ابزارهاي مورد استفاده چندان جالب نيست و بد نيست كه كارگروه هاي فعال در اين حوزه سر و ساماني بدان دهند.
    
    استاندارد توليد محتواي آموزشي
     صرف نظر از معضل نرم افزارهاي مورد استفاده، بايد موضوع توليد محتواي آموزشي را نيز مدنظر قرار داد. اغلب سيستم هاي مديريت آموزش (LMS) و مديريت محتواي آموزشي (LCMS) از استانداردي ذيل عنوان SCORM پشتيباني مي كنند. كم نيستند كساني كه با اين قبيل استانداردها آشنا بوده، اما در توليد محتواي آموزشي به مفاد توجه نمي كنند. اين كه چه هزينه هاي كلاني صرف اين امر مي شود در جاي خود قابل بحث است، اما لازم است كه نهادي مانند دبيرخانه شواري عالي اطلاع رساني كه خود را متولي امر توليد و نشر محتوا در كشور مي داند، علاوه بر ابزارها بر اين امر نيز نظارت تام داشته باشد تا صرفه جويي در منابع امكان پذير باشد. خوشبختانه توليدكنندگان ابزارهاي توليد محتواي آموزشي مانند Camtasia و Adobe Captivate از اين قبيل استانداردها پشتيباني مي كنند، اما كم نيستند مراكز و شركت هايي كه همچنان از Flash و Flex و Director براي توليد محتواي آموزشي استفاده مي كنند و كاري به كار استاندارد SCORM ندارند.
    نكته ديگر اين است كه اين استاندارد در سه نسخه SCORM 1.1 و SCORM 1.2 و SCORM 2004 عرضه شده و آخرين نسخه در پاييز سال 2004 و بهار سال 2009 ميلادي مورد بازنگري قرار گرفته است. آشفتگي بسياري در بازار توليد و فروش محتواي آموزش الكترونيك وجود دارد كه بالاخره بايد توسط مرجعي مورد ارزيابي قرار گرفته و سر و سامان پيدا كند. چنانچه هزينه هايي كه صرف خريد محتواي آموزشي، به ويژه توسط سازمان هاي دولتي شده مورد بررسي قرار گيرد، مشخص خواهد شد كه بخش عظيمي از اين قبيل محتوا قابل استفاده نيست و چنانچه سيستم مديريت محتوا تغيير كند بايد محتواي جديد توليد شود، چرا كه محتواي قبلي سازگار با استاندارد SCORM توليد نشده است.
     اين نكته را نيز بايد مورد توجه قرار داد كه اصطلاح آموزش الكترونيك معادل مناسبي براي eLearning نيست، چرا كه هر محتوايي كه قرار است در اينترنت منتشر شود، الزاما بايد از جنس ديجيتال باشد. بايد از اصطلاح محتواي ديجيتال و آموزش ديجيتالي استفاده كرد كه اصطلاح دقيق تري است، اما اصطلاح آموزش الكترونيك غلط مصطحي است كه مورد پذيرش قرار گرفته است و اصراري به تغيير آن هم وجود ندارد. محتواي الكترونيك شامل نوار كاست و فيلم هاي VHS نيز مي شود كه براي استفاده در اينترنت بايد كه به فرمت هاي ديجيتالي تبديل شود.
    
    هزينه مالكيت (Total Cost of Ownership)
     در ادامه بد نيست به اين موضوع هم اشاره اي كوتاه داشته باشيم كه اغلب مراكز و سازمان هاي درگير با امر آموزش الكترونيك، هزينه ها را منحصر به توليد نرم افزار دانسته و موارد ديگر را قابل چشم وشي مي دانند. موسسه تحقيقاتي گارتنر كه از موسسات معتبر دنياست، اعلام كرده كه توليد نرم افزار حداكثر 15 درصد از هزينه مالكيت نهايي يك سرويس را شامل خواهد شد و بيش از 70 درصد هزينه ها صرف پشتيباني و چگونگي ارائه سرويس مي شود. به بيان ديگر اصل هزينه ارائه خدمات آموزش مجازي نه نرم افزار، كه توليد محتواي استاندارد و مديريت مستمر ابزارها و پشتيباني فني و آموزشي است كه اغلب محاسبه نمي شوند. تداوم، يكي از اصول اصلي ارائه خدمات آموزشي است. خريدن ابزارهاي متعدد مانند سخت افزارها و نرم افزارها مترادف با آموزش الكترونيك قلمداد شده و هزينه هاي اصلي در برنامه هاي آموزشي محاسبه نمي شود. لذا پس از مدتي كه نمودار هزينه ها رشد كرد، ارائه خدمات آموزشي يا از دستور كار خارج مي شود، يا از كيفيت آن كاسته مي شود و يا به صورت تعليق درخواهد آمد.
    
    آموزش رسمي و غررسمي!
     يكي از موسسات تحقياتي اروپايي گزارش جالبي درباره سهم آموزش هاي رسمي در فرايند يادگيري منتشر كرده كه نمودار آن را ملاحظه مي كنيد. بر اساس تحقيات صورت گرفته تنها 25درصد از يادگيري به صورت رسمي (Formal) در قابل آموزش هاي كلاسيك رخ مي دهد و 75 درصد يادگيري به صورت غيررسمي (Informal) آن از طريقي غير از كلاس و مدرسه روي خواهد داد.
     اهداف مورد توجه در تدوين طرح درس آموزشي (lesson Plan) شامل هدف هاي دانشي (knowledge Behavior) و هدف هاي رفتاري (Objective Behavior) هستند. هدف هاي دانشي بر حوزه دانستن يعني من مي دانم (I Know) تاكيد دارند و هدف هاي رفتاري بر حوزه توانستن يعني من مي توانم (I Can Do) تمركز مي كنند. به بيان ديگر يادگيري رسمي (FormalLearning) تركيبي از رويكردهاي دانش محور (knowledge-Oriented) و مهارت محور (Skill Oriented) است كه حداكثر در 25 درصد امر يادگيري اثرگذار هستند. آموزش هاي كلاسيك هم موثر هستند، اما آموزش الكترونيك مي تواند پا را از محدوده هاي فيزيكي (جهان اول) فراتر نهاده و وارد فضاي مجازي (جهان مانسته) شود و كارايي يادگيري را توسعه دهد. مثال هاي بسياري را مي توان مطرح كرد كه در آن افراد ياد مي گيرند، اما آموزش نمي بينند. همانند آموزش زبان در خردسالان، برخي آداب اجتماعي يا ريزه كاري هاي تجاري و غيره. در حقيقت بيش از دو سوم چيزهايي كه انسان در گذر عمر ياد گرفته، در اثر آموزش نبوده است.
    اين يادگيري را غيررسمي خطاب مي كنند كه از رويكرد و پذيرش (Adopt) و سازگاري (Adapt) تبعيت مي كند. به صورت غير دقيق مي توان گفت كه ضمير ناخودآگاه انسان مسير مناسب براي يادگيري را ترسيم مي كند و نكته جالب اين است كه تفاوت انسان هاي يادگيرنده و خلاق در اين وادي مشخص مي شود. آموزش الكترونيك مي تواند در اين وادي نفوذ كند و مي تواند انجمن هاي تمرين و تجربه (COP) را تشكيل داده و امكان كسب تجربه و توسعه امر يادگيري غيررسمي را براي افراد يادگيرنده فراهم كنند. شبكه هاي انساني (Social Networks) از اين رويكرد براي توسعه يادگيري بهره مي گيرند.
    
    در پايان
     بايد گفت كه امروز توسعه ابزار به اولويت تبديل شده و جنبش متن باز بيش از آن كه مفيد فايده باشد، با اهمال برخي سودجويان و حمايت هاي آگاهانه و ناآگاهانه جمعي كه مدت هاست در سطح به سر مي برد، در حال تخريب نهالي است كه هنوز بارور نشده و لازم است كه ريشه در خاك بدواند. معضل آموزش الكترونيك در ايران نه كمبود ابزار، كه فقدان توجه به مفاهيم و تجربه هايي است كه سال هاي بسياري از عمر بزرگان آموزش را به خود مشغول داشته است.
    
    
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 126


       مشاهده فهرست مطالب شماره 27
 
 
 
 
 
 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات است.