مشاهده فهرست مطالب شماره 20


نگاهي به ديدگاه هاي محمود احمدي نژاد و سيدمحمد خاتمي
گفتمان هاي از جنس سنگ و شيشه

نويسنده: حامد شفيعي


    آن روز كه علم جديد آرام آرام از زهدان تاريك قرون وسطي متولد مي شد، به خيال كسي خطور نمي كرد كه چه حادثه مهمي در شرف وقوع است. كسي نمي دانست كه اين كودك باهوش و بازيگوش به همه جاي جهان سرك خواهد كشيد و همه جا رد پاي خويش را باقي خواهد گذاشت: در اعماق اقيانوس ها، در دل كهكشان ها و از همه مهم تر در سراسر ذهن و زبان آدمي. اكنون آن كودك نوپاي ديروز موثرترين و خبرسازترين پديده امروز است. روزي نيست كه خبر از ايده هاي تازه و دستاوردهاي فناورانه نو به گوش نرسد. يكي از مهم ترين دستاوردهاي علمي علم جديد، گسترش ارتباطات و رسانه ها بوده است. امروز مي توان در گوشه اي امن و آرام روبه روي رايانه اي كوچك نشست و سفري دور و دراز به پرهياهوترين مراكز علمي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي جهان آغاز كرد. جهان در سيم ها، صفحه كليدها و نمايشگرها جريان دارد. هرچه ابزارهاي ارتباطي پيشرفته تر و پيچيده تر شده، جهان كوچك و كوچك تر شده است. " ورود به جامعه اطلاعات را فرصتي نو براي همه مردم جهان مي دانيم." سيد محمد خاتمي رييس دولت اصلاحات در نشست اجلاس سران درباره جامعه اطلاعات در ژنو چنين گفت. اين كه عصر ارتباطات عصر گفت وگو است و جامعه شبكه اي سامان دهنده نظام شبكه اي، بايد چاره اي بينديشيم كه تبادل اطلاعات در جامعه اطلاعاتي به گفت وگو بينجامد و فاصله ها را كم كند. آيا اين سخنان سرآغاز تحولي نو در ساختار جامعه ايران بود؟ دغدغه ذهني رييس جمهور سابق موجب شد تا او از عصر اطلاعات سخن بگويد، يا تحولات جهاني و به تبع آن تاثيرات الزام آور آن براي كشورهاي در حال توسعه؟ و يا اين كه شناخت جامعه جهاني و پي بردن به اين امر كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ابزار توسعه اي كشور در زمينه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي است؟ شايد هم همه اين مسائل موجب شد كه ايران در دوران 8سال رياست جمهوري محمد خاتمي، به عصر اطلاعات ورود پيدا كند. حتي اگر بيان تمامي اين موارد به گونه اي باشد كه بخواهيم كارنامه اي درخشان از فعاليت دولت قبل در زمينه جامعه اطلاعات و ارتباطات ارائه دهيم، ولي بايد توجه داشت كه ادامه و توسعه دادن راهي كه آغاز شده، در دولت نهم بسيار حايز اهميت خواهد بود. اگرچه در دولت هشتم، شوراي عالي اطلاع رساني ايجاد شد، ايران حضوري فعال در اجلاس بين المللي داشت، برنامه چهارم توسعه با رويكرد به دانايي محوري كه مهم ترين ابزار آن فناوري اطلاعات و ارتباطات است، نوشته شد و بودجه هاي قابل توجهي به توسعه كاربري فناوري اطلاعات در كشور اختصاص يافت، اما تشكيل شوراي عالي فناوري اطلاعات، تشكيل ستاد بصري 13 و تاكيد بر تحقق دولت الكترونيكي از اقدامات دولت نهم به حساب مي آيد. هر چند كه بي مهري هاي اين دولت قابل توجه بوده و مديرانش سعي داشتند كه با ارائه آمارها بر بي مهري هاي خود سرپوش بگذارند.
    
     تفاوت دو درك از جهان پيش رو
    رييس جمهوري سابق به همراه نصرالله جهانگرد نماينده ويژه در امور فناوري اطلاعات و ارتباطات، بر سويي كه بناي آن ابتدا از گفت وگو گذاشته شد، ايستادند و انتخاب كردن و رشد يافتن را برگزيدند. "اكنون كه با دگرگوني بزرگي در ارتباطات روبه رو شده ايم، مي توانيم به كاهش فاصله ها اميدوار باشيم؟" مساله اي كه پيش از اين، ايران بسته، محدود و البته در حال سازندگي از دوران جنگ و انقلاب را با شكافي عميق مواجه كرده بود؛ شكافي كه هر روز با توسعه فناوري ها در كشورهاي توسعه يافته و حتي در حال توسعه مانند هند و مالزي، عميق تر مي شد. هادي خانيكي، يكي از ياران نزديك رييس دولت اصلاحات كه ادامه دهنده ايده گفت وگو و همچنين كاربرد آن در عصر اطلاعات است، درباره ديدگاه دولت اصلاحات و چگونگي ورود ايران به عصر اطلاعات مي گويد: " يكي از اولين ايده ها و رويكردهايي كه آقاي خاتمي حتي قبل از رياست جمهوري به لحاظ نظري دنبال مي كرد، تاكيد بر مقوله گفت وگو به طور عام و گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها به طور خاص بود كه نتيجه طبيعي چنين ديدگاهي توجه به جهان جديد و گشودگي افق ها و به تعبير گادامر "درهم تنيدگي افق ها" است و به طور طبيعي متغيرهايي كه امكان گفت وگو را فراهم مي كند. بنابراين مي شود گفت كه توجه آقاي خاتمي در عالم نظر و ورود جنبه هاي نظري در عالم عمل و اجرا معطوف به عناصري بود كه به لحاظ نرم افزاري و سخت افزاري گفت وگو را در اين جهان ممكن مي كرد. مساله ورود به عصر اطلاعات و ويژگي هاي آن در اين ديگاه در كانون توجه قرار گرفت. به طور حتم يكي از عواملي كه گفت وگو را در اين جهان ممكن كرده، افزايش و گسترش ارتباطاتي است كه اساسا به گفت وگو منتهي مي شود." از همين روي از نگاه دولت قبل همه تحولاتي كه در حوزه ارتباطات و اطلاعات در حال رخ دادن بود از ديدگاه گفت وگويي يك فرصت به شمار مي آمد. همچنين اگر بخواهيم چنين ديدگاهي را در رويكردهاي نظري و برنامه هاي عملي سيد محمد خاتمي درك كنيم، مي توانيم آن را در برنامه توسعه سوم و دنبال آن بيان گام هايي كه در نهايت منجر به برنامه چهارم توسعه شد، بيبنيم. برنامه اي كه بر محور دانايي نوشته شد و اين دانايي محوري نيز گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در همه زمنيه ها بود. اما دولت خدمتگزار با رويكرد گفت وگو يا دانايي وارد عصراطلاعات نشد. اين دولت صرفا به دليل الزام هاي قانوني در برنامه چهارم به اين حوزه ورود پيدا كرد. كما اين كه در اجلاس هاي بين المللي كه برگزار شد هم عدم حضور رييس جمهور و مقامات عالي رتبه و همچنين روند كند پيگيري هاي برنامه عمل اجلاس سران در باره جامعه اطلاعات در كشور تونس، بيانگر چنين ديدگاهي است كه اين دولت تمايل چنداني به حضور در اين عرصه ندارد. اگرچه اين دولت به فناوري اطلاعات به عنوان ابزار توسعه اي كشور اعتقاد داشت، اما به دليل كارهاي مهم تر فرصت چنداني براي عصر اطلاعات نداشت. شايد هم ترديد هاي مديران اين دولت موجب شد كه آنان به ديد تهديد به اين پديد بنگرند. "من از توسعه و گسترش ام ام اس در كشور نگرانم." اين اظهارنظر يكي از وزراي نزديك به رئيس دولت نهم است كه تنها به يكي از ابزارهاي اين فناوري اشاره دارد.
    
    دغدغه هاي دو رييس جمهوري درباره بشريت
    سيد محمد خاتمي ، رييس موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها، امسال هم در دانشگاه وين به دغدغه هاي ذهني خود در مورد گفت وگو و عصر اطلاعات پرداخت. "جهان پيش روي ما داراي ارتباطي فشرده تر از گذشته و حركتي شتابزده تر مي شود، در نتيجه به مباني و معيارهاي مشترك ما براي بهتر زيستن، بيشتر نياز پيدا مي كنيم. جهاني شدن و ورود به عصر اطلاعات را چه فرصتي براي نوع بشر و چه تهديد يا تركيبي از فرصت و تهديد براي او قلمداد كنيم، نيازمند موازيني جهاني در حوزه اخلاق است." در همين حال امسال محمود احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا به دغدغه ذهني خود كه نه گفت وگو بلكه خدمت به بندگان خدا و مهرورزي است اشاره كرد. البته رييس جمهور مي داند كه فناوري اطلاعات ابزاري براي خدمت بهتر به مردم اس، زيرا ستاد تبصره13 را مامور تحقق ارائه خدمات به مردم از طريق فناوري اطلاعات كرده است. "متاسفانه در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسياري از عالمان و علوم مختلف را در اختيار خويش گرفته اند تا ملت ها را چپاول كنند و همه فرصت ها را در انحصار خود بگيرند." اين بخش ديگري از گفته هاي رييس دولت نهم در جمع دانشجويان و استادان دانشگاه كلمبيا است. آيا ورود به عصر اطلاعات تحقق جامعه اطلاعات و ارتباطات نمي تواند انحصار علم را از دست ديگر كشورها خارج كند؟ به گونه اي كه هر كسي بتواند به علوم مختلف دسترسي داشته باشد؟ به نظر مي رسد كه نبايد به دنبال كلماتي چون اطلاعات و ارتباطات در گفته هاي رئيس جمهور بود. در همان زمان كه محمد خاتمي بي درنگ دعوت اجلاس سران درباره جامعه اطلاعات، نشست سازمان علمي فرهنگي ملل متحد( يونسكو) و مجمع جهاني داووس را براي بيان ديدگاه هاي خود در زمينه گفت وگو و عصر اطلاعات مي پذيرفت، محمود احمدي نژاد در اجلاسي شركت مي كرد كه در آن صحبت از معامله اي بزرگ بود.
    
    "من در آغاز اين هزاره از ضرورت گفت وگوي تمدن ها سخن گفتم، در عصر مجازي هم بايد به گفت و گو ميان تمدنها همت گماريم." سيد محمد خاتمي " اگر بشريت به بالاترين علوم مادي و معنوي دسترسي پيدا كند اما علما و دانشمندان پاكيزه نباشند، آن را در خدمت بشريت قرار نخواهند داد."
    محمود احمدي نژاد

    
    دولت خدمتگزار همواره در اظهارات خود درحال پند و اندرز دادن به مسوولان و دست اندركاران بوده است. اگر چه دولت اصلاحات نيز اهل پند و اندرز بود، اما تفاوتي ميان اين دو هست كه بايد به آن توجه كرد. محمد خاتمي پند خود را اين گونه بيان مي كند: "تاسيس و تقويت جوامع دانش مدار مستلزم تعهد به موازين اخلاقي، حقوق انساني، اصول دموكراسي و لوازم خوب حكمروايي است. سياستمداران و متخصصان بايد بتواند با تسهيل فعل و انفعال هاي الكترونيكي قدرت را به مردم واگذار كنند." و محمود احمدي نژاد نيز با ادبيات خاص خود پند دادن را تنها به هدايت كردن معطوف مي دارد و سخني از واگذاري قدرت به مردم و سپردن كار آن ها به خودشان به زبان نمي آورد: "علم بايد با اخلاق و تزكيه همراه باشد تا هم عالم و محقق به درستي آن را دريافت كند و هم بشريت به خوبي و به درستي از آن استفاده كند، عالمان پاكيزه نه فقط چراغ هاي هدايت، بلكه مصلحان بشري نيز هستند."
    
     دو رييس جمهور نگران
    محمد خاتمي ورود به عصر اطلاعات را فرصتي نو براي مردم جهان مي دانست و تاكيد بر اين داشت كه با ورود به جامعه اطلاعات و ارتباطات، فرايند گفت وگو تسهيل مي يابد. همچنين همواره بر تنوع فرهنگي و كثرت زباني در جامعه اطلاعاتي تاكيد مي كرد: "جامعه اطلاعاتي بايد تنوع فرهنگي را اساس زيست مشترك جامعه انساني بداند و به آن تكيه كند. ما بايد در پي مشاركت همه گروه هاي فرهنگي، اجتماعي و زباني در ايجاد جامعه دانش مدار باشيم." پس از دولت اصلاحات، با روي كار آمدن دولت خدمتگزار ديگر كمتر سختي از تنوع فرهنگي به زبان آمد، حتي آن زمان كه احمدي نژاد در نشست هاي مجمع سازمان ملل هر ساله شركت مي كرد و به ايراد سخنراني مي پرداخت، سخني از تنوع فرهنگي و حفظ ارزش هاي فرهنگي و زباني ديگر ملت ها به زبان نمي آرود. دغدغه ذهني او حفظ كرامت و ارزش انسان بود و همواره در سخنراني خود بر كساني كه ارزش ها و كرامت انساني را زيرپا مي گذارند، مي تاخت. البته محمود احمدي نژاد آن هم به سفارش و نامه هايي كه استادان ادبيات دانشگاه برايش نوشتند، بر حفظ زبان در محيط رايانه تاكيد كرد. هر دو رئيس جمهور ايران دل نگراني هايي از وضعيت بشر داشتند، اما يكي نابرابري در دسترسي و زيرساخت را نگراني مي دانست و ديگري دلبستگي هاي مادي انسان را. محمد خاتمي مي گويد: "ما نگران نابرابري در توسعه زيرساخت ها و دسترسي و استفاده جهاني از فناوري اطلاعات و ارتباطات هستيم. هدف ما بايد تبديل شكاف هاي ديجيتالي به فرصت هاي ديجتالي باشد كه راه آن تقويت همبستگي هاي ديجيتالي است." و محمود احمدي نژاد مي گويد: " دلبستگي هاي مادي، انسان را در نقطه مقابل حقايق عالم قرار مي دهد، انسان آلوده و وابسته در پذيرش حقيقت مقاومت مي كند، حتي اگر آن را پذيرفت در برابر آن تمكين و از آن تبعيت نمي كند." محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خود همواره سعي كرد ادبيات گفت وگو در جامعه اطلاعات و ارتباطات را مطرح و آن را جايگزين ادبيات نفرت كند. همچنين او سعي كرد با ارائه شعار دولت پاسخگو،تغيير گفتماني در قدرت به وجود آورد و قدرت را به مردم واگذار كند. اما محمود احمدي نژاد در اين سال ها همواره كوشيد كه جامع جهاني را متوجه اعمال ستمگران كند و نه تنها گفت وگو در عصر اطلاعات و ارتباطات برايش كاربردي نداشت بلكه در صدد اين بود كه به مردم بفهماند چه ستمگران و زورگوياني بر دنيا حكومت مي كنند. او با ادبيات خاص خود بيان مي كند: "با استفاده از ابزار و شيوه هاي علمي ملت ها را فريب مي دهند. اقدامات خود را توجيه مي كنند، براي آنان دشمنان فرضي و فضاي ناامني و ترس ايجاد مي كنند تا به نام مبارزه با ناامني و تروريسم همه امور را تحت كنترل خود بگيرند. آزادي هاي فردي و اجتماعي ملت خود را نيز نقض مي كنند و حتي به حريم خصوصي افراد هم احترام نمي گذارند، تلفن ها را شنود و رفت و آمدها را كنترل و ناامني رواني ايجاد مي كنند و با استفاده از چنين فضايي اقدامات جنگ طلبانه خود در نقاط مختلف دنيا را توجيه مي كنند." ديدگاه خاتمي در زمينه حق دسترسي به ارتباط و اطلاعات موجب شد كه در زمان او "لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات" به مجلس ارائه شود. هرچند كه سرانجام كليات اين لايحه با تعديل هايي به تصويب رسيد. خاتمي معتقد بود كه بايد به احقاق حقوقي نظير حق توسعه، حق ارتباط و حق اطلاع پرداخته شود، موضوعي كه به نظر مي رسيد احمدي نژاد چندان تمايلي به آن نشان نمي دهد. همچنين محمد خاتمي اساس انسان توانا را انسان دانا مي دانست و مي گفت: "مي دانيم انسان دانا، انسان تواناست، پس جامعه اطلاعاتي را جامعه آگاهي و دانايي كنيم." محمود احمدي نژاد نيز انسان دانا را ازرشمند مي داند، با اين تفاوت كه انسان ارزشمند، انساني است كه پاكيزه باشد، بر همين اساس جامعه نيز بايد داراي انسان هاي پاكيزه دانا باشد. هر دو رئيس جمهور از جهاني سخن مي گويند كه يكي با پاردايم هايي سير مي كند و ديگري پر خشونت و بمب و خونريزي است. درحالي كه كه خاتمي در دانشگاه وين مي گويد جهان اكنون به دليل گرايش به ادغام، يكسان سازي، هژموني طلبي اقتصادي، سياسي و فرهنگي رو به سويي ديگر دارد، احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا ساخت بمب ها و سلاح هاي مخرب اتمي، ميكروبي و شيميايي را نتيجه ديگري از دست اندازي قدرت هاي بزرگ به ساحت علم و تحقيق مي داند. خاتمي مي گويد: "ميل به تنوع فرهنگي و تكثرگرايي، رويه ديگر جهان است كه طلب حقوق ويژه اي نيز در پي دارد. بيانيه جهاني يونسكو درباره تنوع فرهنگي كه در سال 2001 به تصويب رسيد و دستورالعمل بيست گانه آن در نخستين اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعات ژنو كه سال 2003 مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت، وجه جديدي از مناسبات حقوقي است." از سويي ديگر احمد نژاد اين تغيير مناسبات را در نوع جنگ ها بر مي شمارد و معتقد است مناسبات جديد تلاش مي كند مردم را بي هويت و رابطه آنان را با تاريخ و ارزش هاي خود قطع كند و با القاي خصلت ها و روش هايي كه ملت ها را به ذلت تقليد و مصرف گرايي، سلطه پذيري، ترس، احساس حقارت و ناتواني مي كشاند، زمينه را براي به يغما بردن منابع مادي و معنوي آنان فراهم مي كند. تحليل گفتمان خاتمي و احمدي نژاد درباره جامعه اطلاعات و ارتباطات اگرچه به سادگي فهميدن اظهارات آنان در سخنراني هايشان است، اما سادگي آن در برخي موارد موجب گمراهي نيز مي شود، به عبارتي در عين سادگي بسيار پيچيده است. اين را هم نبايد فراموش كرد كه اقدامات بين المللي و تغيير سياست ها نيز چندان بي تاثير نيست. شايد بر همين اساس هادي خانيكي نوع گفتمان خاتمي را به دوران تصدي او در وزارت ارشاد مربوط دانسته و براين باور است كه شناخت تحولات جهاني و پي بردن به آنچه كه در بيرون از مرزها مي گذرد، منجر به شكل گيري چنين ديدگاهي در سيد محمد خاتمي شد. شايد اگر ياران و اطرافيان محمود احمدي نژاد اين تفكر و ذهنيت را در او به وجود مي آوردند كه به آنچه در بيرون از كشور اتفاق مي افتد هم توجه كند، او نيز ديدگاه خود را تغيير مي داد و بر نخستين اظهاراتش پس از انتخابات رياست جمهوري نهم پايبند مي ماند: "به نظر بنده توليد و به كارگيري موثر كليه فناوري ها از جمله ICT از جمله راهبردهاي اساسي دولت كارآمد است." شايد در اين صورت شاهد عدم وجود برنامه مشخص و سند راهبردي همه جانبه و رنج بردن از الويت ندادن به جامعه اطلاعات نبوديم و دولت نيز سعي مي كرد براي دسترسي بدون تبعيض افراد، نهادها و كشورها به اطلاعات چنان شيوه ها و ابزارهاي نظارت را مدنظر قرار دهد كه هيچ كس حق اعمال تصميم هاي يك جانبه را در محروم كردن ملت از حقوق خود، از جمله دسترسي صحيح به اطلاعات نداشته باشد.
    
    
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 284


       مشاهده فهرست مطالب شماره 20
 
 
 
 
 
 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات است.