مشاهده فهرست مطالب شماره 20


رسانه هاي الكترونيكي رقيب چاپي خود را از ميدان بيرون مي كنند
شاه ماهي هاي بركه مطبوعات

نويسنده: ميثم لطفي


    
    
    

    با ورود به هزاره سوم و روي كار آمدن نسل جديد رسانه هاي الكترونيكي و مجازي، بسياري از كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه پايان عمر روزنامه ها فرا رسيده و ديگر كسي علاقه اي به خواندن روزنامه هاي كاغذي ندارد. اين جريان پس از آن اتفاق افتاد كه محققان با انجام بررسي هاي گسترده در كشورهاي توسعه يافته با ضريب نفوذ بالاي اينترنت به اين نتيجه رسيدند كه بيشتر مردم ترجيح مي دهند از طريق رسانه هاي آنلاين و مجازي در جريان آخرين اطلاعات و اخبار قرار بگيرند و در اصل، روزنامه هاي مجازي مطالعه كنند و روزنامه هاي كاغذي را كنار بگذارند. اما آيا واقعا عمر روزنامه هاي كاغذي به سر رسيده است؟ صنعت روزنامه نگاري در جهان طي سال هاي اخير متحمل بزرگترين تغيير و تحولات شده، شايد به جرات بتوان بيشترين تاثيرات در اين جريان حوزه فناوري مشاهده كرد. محققان انگليسي هم اكنون بر اين باورند كه هنوز روزنامه نگاري باكيفيت را بايد در روزنامه هاي چاپي جست وجو كرد و حتي معتقدند، عمده آنچه در اينترنت به نام اخبار ارائه مي شود روزنامه نگاري با كيفيت نيست؛ بلكه روزنامه نگاري انگلي است كه استقلال و هويت روزنامه نگاري موجود در روزنامه هاي پر محتوا مثل "گاردين"، "اينديپندنت" و "ديلي ميل" را ندارد.
    اين انتقادات به رسانه هاي ديجيتالي و طرفداري از رسانه هاي چاپي و كاغذي به گفته هاي محققان انگليسي ختم نمي شود. اما با اين همه نمي توان اين حقيقت را نيز ناديده گرفت كه عصر پادكست ها، وبلاگ ها و حتي پيامك ها به عنوان بخش هاي نوظهور دنياي ارتباطات و رسانه روزنامه ها را با بزرگ ترين چالشي كه تاكنون داشته اند مواجه كرده و اگر روزنامه ها فكر درستي براي بقاي خود نكنند، با آينده اي نامعلوم دست به گريبان خواهند بود. طبق آمارهاي رسمي منتشر شده، در اكتبر سال 2003 مجموع تيراژ چهار روزنامه مهم و با كيفيت انگليس دو ميليون و 173 هزار و 248 نسخه بود. در آن زمان عامل مهمي در بالا رفتن تيراژ اين روزنامه هاي باكيفيت وجود داشت و آن هم نوآوري بود. در اكتبر 2006 مجموع تيراژ همين چهار روزنامه دو ميليون و 198 هزار و 449 نسخه بوده، بنابراين اگرچه به نظر باورنكردني مي آيد، اما پيش بيني ها در مورد افول اين رسانه، درست از آب در نيامد و نشان داد كه مردم همچنان براي خريد روزنامه هاي چاپي باكيفيت تمايل دارند، علاوه بر اين چهار نشريه روزنامه هاي چاپي ديگر وجود دارند كه همچنان محبوبيت خود را بين مخاطبان حفظ كرده اند. توجه و بررسي رسانه هاي الكترونيكي و ديجيتالي مي تواند آينده دقيق تري را از دنياي اطلاع رساني در اختيار همگان بگذارد.
    
     رسانه جيبي
    "ويليام دين سينگلتون" رييس انجمن مطبوعات و مديرعامل مركز خبري MediaNews به تازگي اعلام كرده كه رسانه هاي مكتوب تنها از طريق فناوري بي سيم مي توانند از كسل كنندگي كنوني خود رهايي يابند. او مي گويد: «من فكر مي كنم استفاده از فناوري بي سيم تنها راهي است كه باعث پيشرفت چشم گير رسانه هاي مكتوب مي شود.» در پيش گرفتن خط مشي انتقال موثر و هوشمندانه اطلاعات، يعني در اختيار گذاشتن امكاناتي مانند ارسال اخبار به وسيله رايانه شخصي، توانايي بررسي دقيق و موشكافانه موقعيت و قابليت فرستادن و مخابره اطلاعات در لحظه، اين امكان را به رسانه هاي مكتوب مي دهد كه انتقال اطلاعات را در هر زمان و به هر كجا، آنگونه كه مخاطبان مي پسندند انجام دهند. شركت هاي ارائه دهنده خدمات مخابراتي وارتباطات بي سيم بر اين عقيده استوارند كه در آينده به عنوان فراهم كنندگان خدمات اطلاعاتي و به طور دقيق تر، اخبار، مقاله هاي انتقادي، عكس، هدايت اجتماعي و تبليغات به فعاليت خود ادامه خواهند داد و اين همان اصلي است كه هم اكنون توسط رسانه هاي مكتوب دنبال مي شود. در سال هاي اخير، فراهم كردن خدمات براي انتقال حجم زيادي از اطلاعات رشد فزاينده اي داشته است، به طوري كه به روش انتقال اين حجم از اطلاعات با سرعت زياد، لقب "نسل سوم"(3G) داده شده است. با رشد اين نوع سرمايه گذاري ها و دسترسي بيشتر و آسان عده زيادي به اينترنت براي دريافت اخبار و اطلاعات، رسانه هاي مكتوب با كاهش نسخه هاي چاپي مواجه شده اند. مردم اين روزها به حذف واسطه ها براي دسترسي به اخبار تمايل دارند و اكنون با فناوري هايي سروكار دارند كه دسترسي به دنياي پيرامون شان را ساده تر و راحت تر مي كند. با وجود پيشرفت روش هاي جست وجوي اينترنتي به وسيله تلفن هاي اينترنتي، حجم و ظرفيت اينترنت ثابت نياز به بازنگري مجدد دارد تا جست وجو از طريق تلفن همراه نيز امكان پذير شود. اين مساله رسانه هاي مكتوب را در موقعيت برتر قرار مي دهد، زيرا همه آن ها با يورش به سوي تلفن همراه و استفاده از قابليت هاي فراوان آن، سعي دارند برتري خود را نسبت به هم نوعان ملي و بين المللي حفظ كنند. برخي منتقدان معتقدند كه جست وجو از طريق تلفن همراه سودمند نيست زيرا ممكن است كاربر گرفتار حجم انبوهي از داده ها و حتي سوال ها و ترديدها شود. بهترين روش جست وجو از طريق تلفن همراه اين است كه با نوشتن و وارد كردن كمترين حروف، سريع ترين نتيجه را به صورت طبقه بندي شده و با حجم زيادي از اطلاعات مناسب و مربوط به دست آورد. هرچه حجم و ميزان محتوا افزايش مي يابد، استفاده از اينترنت از طريق تلفن همراه براي دريافت اخبار و اطلاعات نيز بيشتر مي شود. مطالعات و بررسي ها نشان مي دهند كه كمي بيشتر از 30درصد از استفاده كنندگان از تلفن همراه، به تازگي درباره موضوعي از طريق تلفن همراه جست وجو كرده اند. هم اكنون نيمي از خريداران جديد تلفن همراه، به دنبال گوشي هايي هستند كه قابليت اتصال به اينترنت و جست وجو در آن را دارند. همچنين بررسي ها نشان مي دهند كه 84درصد استفاده كنندگان از اينترنت از طريق تلفن همراه تمايل دارند سايت ها براي نمايش روي نمايشگر تلفن همراه بهينه سازي شوند. پاسخ به پرسش چگونگي رهايي از كسل كنندگي كنوني رسانه هاي مكتوب، آنگونه كه سينگلتون تصور كرده در آينده اتفاق نمي افتد. در حقيقت، پاسخ اين پرسش، تلفن همراه است؛ همان چيزي كه همين الان، در جيب شماست.
    
     به روش وبلاگ نويسي
    وبلاگ ها به مدد بستري كه همگرايي زيرساخت هاي رسانه اي براي شهروندان عادي فراهم آورده ، به موضوع مورد علاقه طيف وسيعي از كساني تبديل شده اند كه سواد حداقلي براي بهره گيري از فناوري هاي جديد رسانه اي به دست آورده اند. وبلاگ در روند پرشتاب تحولات خود به حوزه كلاسيك و متداول نوشتاري وب محدود نمانده و انواع بلاگ هاي صوتي(پادكست ها) و تصويري جاي خود را روي اينترنت باز كرده اند. از سوي ديگر با توسعه اينترنت مبتني بر تلفن همراه كه با نام WAP نيز شناخته مي شود و امكان مبادله فايل هاي چندرسانه اي ميان تلفن هاي همراه دوربين دار و اينترنت را فراهم مي كند، وبلاگ هاي مبتني بر موبايل يا "موبلاگ ها" نيز ظهور يافته اند كه امكان مشاركت طيف گسترده تري از شهروندان را فراهم مي آورند. از بين رسانه هاي مختلفي كه اين روزها شناخته شده اند و در سراسر جهان به اطلاع رساني مشغول هستند، وبلاگ و تلفن همراه بيشترين رشد را داشته اند. ارتباطات سيار از ۱۶ميليون مشترك در سال ۱۹۹۱به 2ميليارد مشترك در سال ۲۰۰۶ رسيده است. تعداد وبلاگ ها نيز ابتداي سال ۲۰۰۶ تنها ۲۶ميليون بوده و در اكتبر همان سال تعداد آن ها به ۵۷ميليون و 300هزار وبلاگ رسيد. در كل مي توان گفت كه هر 6 ماه حجم فضاي وب در جهان دو برابر مي شود. كارشناسان امروزه دريافته اند كه وبلاگ مرزهاي ميان توليدكننده و استفاده كننده خبر را محو كرده است. وبلاگ نويسي به ميليون ها نفر اين توانايي را داده كه معادل يك مطبوعه چاپي را پيش روي خود داشته باشند. وبلاگ نويسي روزنامه نگاري را مجبور كرده كه از ساختاري تمركزگرا، بالا به پايين و داراي فرآيند نشر يك طرفه، به ساختاري داراي بازيگران بسيار و چرخه بازخورد دائم از ارتباطات آنلاين گسترش يابد. وبلاگ نويسي مي تواند يك گفت وگوي غيررسمي نيز محسوب شود، زيرا خوانندگان مي خواهند جزيي از فرآيند خبر باشند و وبلاگ ها بسياري از موانع موجود ميان روزنامه نگاري وعموم را برمي چيند. البته بسياري از اين ادعاها هنوز آزموده نشده اند. برخي نشانه ها نيز حاكي از اين است كه وبلاگ ها ممكن است آن قدرها هم تعاملي نشوند، زيرا در وبلاگ هايي كه بازديدكنندگان بسياري دارند، معمولا بسيار دشوار است كه بتوان به تمام نظرات مخاطبان پاسخ داد يا آن ها را كنترل كرد. وبلاگ ها به طور بالقوه مشاركت توده اي را جلب مي كنند و در عين حال باز و رقابتي باقي مي مانند؛ بدين گونه مي توانند حوزه عمومي دمكراتيك تري را حتي در قياس با آرزوهاي فعالان جنبش روزنامه نگاري اجتماعي فراهم آورند.
    
    به وسعت يك پيامك
    افزايش دسترسي مردم به تلفن همراه در سال هاي اخير و رشد محبوبيت سرويس پيامك(SMS) باعث شده كه اين روزها محققان اين ابزار ارتباطي نوشتاري را نوعي رسانه و ابزار اطلاع رساني بدانند. ماجراي تبديل شدن پيامك ها به جريان اطلاع رساني و رسانه اي از آن جا شروع شد كه در ابتدا انبوهي از پيامك ها به صورت يكنواخت ارسال مي شد، به اين نحو كه هر كاربر پيامي را كه دريافت مي كرد، به عنوان پيام خود براي ديگري مي فرستاد. با گذشت زمان افراد پيام خود را با زبان شخصي تر نوشتند و با قرار دادن نام خود در زير آن، بدان تشخص و فرديت بخشيدند. در پيامك هايي كه اين روزها با الهام از وقايع مختلف خبري و رسانه اي توليد و ارسال مي شود، عناصر رسانه اي بدل به زمينه اي براي تجربه مفاهيم شده اند. برخي محققان جامعه شناسي به اين نتيجه رسيده اند كه اين روزها پيامك به رسانه اي دموكراتيك براي توليد و مصرف زيبا شناختي بدل شده است. دسترسي تقريبا عمومي به پيامك و امكان توليد، آن را از رسانه اي يكسويه به رسانه اي دوسويه تبديل كرده است. امكان مشاركت تقريبا عمومي، فرصتي است تا پيامك ها با بهره گيري از تجريبات زندگي روزمره، متنوع و متكثر شده و اشكالي هنري عمومي با زبآن ها و بيآن هاي متفاوت ساخته شوند. نفوذ اين پيام ها گاه آن چنان زياد است كه آن را به فرايند ارتباطات شخصي چهره به چهره هم وارد مي كند. به همين دليل در روابط متقابل روزمره، گفت وگوها به پيام هايي جالبي كه دريافت شده، اختصاص مي يابد. نادر نيست مشاهده وضعيت هايي كه افراد در كنار يكديگرند و هر يك مشغول جست وجو در تلفن همراه خود و خواندن مطالب جالب براي ديگري هستند. در واقع اين رسانه جديد با ويژگي هاي زيباشناختي خود به ميدان تعامل افراد وارد شده است.
    
    رسانه شنيداري
    يكي ديگر از جوانب دنياي فناوري كه اين روزها توانسته خود را به عنوان ابزار رسانه اي مطرح كند، پادكست(Podcast) است. پادكست در اصل خلاصه اخبار مهم است كه در يك فايل صوتي ذخيره شده و معمولا روي يك پخش كننده موسيقي ديجيتال توسط كاربران دريافت و پخش مي شود. به طور كلي اصطلاح پادكست مانند كلمه "راديو" مي تواند هم به معناي محتوا و هم به معناي شيوه ارائه اخبار و اطلاعات باشد. اگر چه هم اكنون رسانه اي با نام "راديو اينترنتي" وجود دارد و به انتشار اخبار به صورت صوتي مشغول است، بايد توجه داشت كه پادكست ها با راديو اينترنتي متفاوت هستند. در تفاوت پادكست با راديوي اينترنتي گفته مي شود پادكست ها علاوه بر اينكه همراه با خروجي RSS براي انتشار اخبار عرضه مي شوند، قابليت بارگذاري به وسيله كاربران و انتقال به دستگاه هاي ديجيتالي همراه از قبيل MP3 Playerها نيز براي آن ها درنظر گرفته شده است. واژه پادكست با الهام از عنوان دستگاه هاي پخش موسيقي شركت اپل به نام iPod ساخته شده و در واقع، امكان بارگذاري برنامه هاي صوتي و انتقال آن ها به دستگاه هاي iPod بود كه منشا شكل گيري پادكست ها شد. اين فايل هاي صوتي كه در ابتدا محدود و مربوط به برخي سايت هاي اينترنتي مي شدند، امروزه به قدري گسترش يافته اند كه مي توان آن ها را در تمام سايت هاي خبري مشهور دنيا و حتي برخي سايت هاي اطلاع رساني كوچك و محدود مشاهده كرد.
    
    واكست ها مي آيند
    اگر چه پادكست هاي شنيداري اين روزها محبوبيت فراواني بين عموم مردم دارند و مورد استقبال فراوان قرار گرفته اند، صاحبان رسانه هاي جديد و ديجيتالي به اين حد بسنده نكرده و با ارائه وادكست ها پا را از اين مرحله فراتر گذاشته اند. وادكست(vodcast) كه با نام "ويدئو پادكست"(Video Podcast) هم شناخته مي شود، فايل هاي تصويري ويديويي است كه با شرايطي خاص در شبكه جهاني اينترنت منتشر مي شود. وادكست در واقع نوعي از ارائه محتواي ويديويي در بستر وب است كه از طريق RSS ارائه مي شود. وادكست ها هم نظير پادكست ها فايل هاي ويدويي هستند كه امكان بارگذاري آن ها از طريق اينترنت براي كاربران فراهم است و همراه با فيدهاي خروجي عرضه مي شوند. اما درباره اين تعريف هم اختلاف نظر وجود دارد. آنچه كه امروز تحت عنوان "روزنامه نگاري شهروندي" يا "روزنامه نگاري عمومي" از آن ياد مي شود، مشاركت شهروندان به عنوان روزنامه نگاران غير حرفه اي در توليد، عرضه و انتشار اخبار و محتوا در قالب هاي مختلف نظير متن، عكس، صوت، تصوير و... به كمك فناوري هاي جديد ارتباطي است. اين فرآيند جديد تحولات گسترده اي را در نظام ارتباطي سازمان هاي خبري ايجاد كرده و به تبع آن پيامد هاي اجتماعي- فرهنگي بسياري به دنبال داشته است. وبلاگ ها، پادكست ها و تلفن هاي همراه اين روزها ديگر ابزارهاي قديمي تري هستند كه شهروندان از آن ها به اين منظور استفاده مي كنند تا محتواهاي توليدي افراد را با ديگران به اشتراك بگذارند. اين روزها ميكروبلاگ ها و انواع ديگر رسانه هاي اجتماعي نيز روي كار آمده اند و اين حيطه را گسترده تر كرده اند. وادكست ها هم در همين راستا به كار گرفته مي شوند و شهروندان به كمك آن ها، علاوه بر امكانات قبلي، امكان انتشار محتوا در قالب فايل هاي ويديويي را هم پيدا كرده اند. اما عرضه و انتشار فايل هاي ويديويي در اينترنت تنها در قالب و تحت عنوان وادكست انجام نمي شود. ايجاد سايت يا صفحه اي مستقل و شخصي در اينترنت شبيه آنچه براي وبلاگ ها و پادكست ها اتفاق مي افتد، براي وادكست ها امر چندان مرسومي نيست. شايد به دليل دشواري فني و هزينه نسبتا بالايي كه ايجاد يك سايت-وادكست شخصي نسبت به يك سايت-وبلاگ شخصي دارد، بيشتر صفحات اينترنتي كه با عنوان وادكست شناخته مي شوند متعلق به نهادها و شركت ها هستند، نه كاربران عادي اينترنت.به همين دليل شهروندان براي انتشار ويدئوهاي شخصي خود از كانال هاي ديگري كه در اينترنت فراهم است استفاده مي كنند. مهم ترين بستر براي عرضه ويدئوهاي شهروندي، سايت هاي به اشتراك گذاري فايل هاي ويدئويي هستند كه YouTube معروف ترين آن هاست. مدل ديگر، سايت هاي شبكه هاي تلويزيوني هستند كه بخشي را براي تصاوير ويديويي شهروندان در نظر گرفته اند و حتي برگزيده اي از آن ها را در بخش هايي از برنامه هاي رسمي خود پخش مي كنند. براي مثال، سايت شبكه خبري CNN در بخشي تحت عنوان iReport اين روند را دنبال مي كند. هر چند شايد بنا بر تعريفي، اين مدل ها هم در مجموعه وادكست ها قابل طبقه بندي باشند، اما تحت اين عنوان شناخته نمي شوند. از همين رو است كه واژه وادكست كمتر از پادكست شناخته شده و جست وجوي آن در موتورهاي جست وجوگر اينترنتي نتايج به مراتب كمتري دارد. در واقع هر كدام از اين شيوه هاي انتشار محصولات تصويري كاربران اينترنتي دنياي گسترده اي دارند و در كنار وادكست امكان عرضه فايل هاي ويدئويي در اينترنت را فراهم كرده اند.
    
    
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 239


       مشاهده فهرست مطالب شماره 20
 
 
 
 
 
 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات است.