مشاهده فهرست مطالب شماره 16



گفت و گو با دكتر جهانگرد : با انكار تجارب گذشته به جايي نمي رسيم

نويسنده: جواد زارعي ، علي محمدزاده

اولين سوال مان را از اين جا شروع مي كنيم، بعد از نزديك به 4سال كه از اتمام دوره مديريت شما بر طرح تكفا مي گذرد، اگر دوباره بخواهيد چنين طرحي را در كشور اجرا كنيد، آيا از همان روش ها و همان راهكار هاي گذشته استفاده مي كنيد و اصلا طرح تكفا را از نگاه برنامه ريزي، طرح موفقي مي دانيد؟
    
    من معتقدم با تحليل شرايط زمان ارائه طرح تكفا، اين برنامه، برنامه درستي بوده و هنوز هم مورد نياز جامعه ايراني است. چند نكته مهم در اين زمينه وجود دارد. يكي اين كه براي اولين بار در زمينه فناوري اطلاعات در عرصه توسعه كشور به يك نگاه جامع رسيديم.
    
     ديگر اين كه رويكرد تدوين آن برنامه در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي رويكرد سرويس محور بوده است. ما اصلا بحث تكنيكي در اسنادمان نداريم. اين موضوع امروز هم مورد تاكيد ماست و در بسياري از مراكز علمي نيز برايش الگو هايي تدوين شده است. ما بر اساس مطالعات قبلي به اين نتيجه رسيده بوديم كه زبان گفتگو با همه اقشار جامعه در سطوح مختلف دانش، در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي، تنها نوع خدماتي است كه به عنوان خروجي كار ارئه مي شود . اين كه پشت اين سرويس چه تكنيكي وجود دارد و متدهاي فني آن چيست، يك معماري ساخته شده بوده كه به تدريج بر اساس مدلي كه در الگوي گارتنر وجود دارد، مسير آن را طي كرديم.
    پروژه هايي كه در برنامه مان بود از پروژه هاي زيرساختي شروع مي شد و به پروژه هاي كاملا كاربردي كه براي عامه مردم مورد استفاده روزانه دارند، مثل خدمات بانكداري الكترونيك، آموزش الكترونيك و... مي رسيد. همه اين ها در حقيقت نوك كوه يخي است كه ديده مي شد و شايد بيش از ده برابر آن كه زير آب بود، زيرساخت ناميده مي شد. به شبكه مخابراتي، كدينگ، معماري، استاندارد ها، امنيت، قوانين، مسائل فرهنگي، آماده شدن نهاد هاي پيراموني و... در گزارشي كه تهيه كرديم توجه شده، وگرچه عموم مردم آن را نمي بينند ولي اتفاق افتاده است.
    حالا اين كه چقدر در طي اين مراحل موفق بوده ايم قابل سنجش است. ممكن است در حوزه هايي موفق بوده باشيم و در حوزه هايي هم فعاليت مان چندان موفقيت آميز نبوده باشد. اين مسائل بايد الان مورد سنجش قرار بگيرد چرا كه مي خواهيم برنامه بعد را شروع كنيم. تدوين آن برنامه چون مبتني بر يك تحليل درست بوده مثل اين مي ماند كه پي يك ساختمان را آماده كرده باشيم.
    
    اگر اين پي درست و مهندسي ساخته شده باشد، مي توان طبقات بالا را نيز به راحتي روي آن ساخت، در غير اين صورت تنها وقت و هزينه است كه هدر مي رود، حالا هركسي مسوول باشد، تا آن زير ساخت ها وجود نداشته باشد، نمي تواند طبقات بالاتر را بسازد.
    
    ممكن است در مقام تعريف و در بيان ، چند طبقه بالاتر را نيز براي خودمان و ديگران تر سيم كنيم، اما چگونه رسيدن به آن از طريق مسيري است كه تر سيم شده، يعني اگر ما هويت رقو مي يا هويت ديجيتالي براي انسانها در نظر نگيريم، نمي توانيم كاري از پيش ببريم. اگر براي اشيا نظام كدينگ نداشته باشيم، اگر استانداردي وجود نداشته باشد و... راه به جايي نمي بريم.
    
     مسائلي مثل امنيت، بستر هاي قانوني و مثل اينها بايد آماده شوند تا حركت فناوري اطلاعات كشور رو به رشد باشد. اگر در هر كدام از اين مراحل ضعف داريم، بايد ديد ضعف از كجاست: در تخصيص بودجه، تعيين مجري، همكاري بين دستگاهي، يا پشتيباني حقوقي ضعف؟ به همين خاطر من اطمينان دارم اگر قرار باشد امروز هم برنامه ديگري آماده كنيم، بايد با همان روال تدوين شود.
    
     بسته به توقعي كه در سطح ملي وجود دارد، مي توان افق هاي گسترده تري تر سيم كرد، ولي تحقق آن منوط به برداشتن گام هايي است كه طبق برنامه تعريف شده و برخي از آنها طي شده و برخي هم طي نشده اند. در حال حاضر وضعيت زيرساخت را در حوزه ICT چگونه ارزيابي مي كنيد؟
    
    اگر به صورت كلي به زيرساخت فعاليت هاي سخت افزاري و نرم افزاري نگاه كنيم، در بخش هايي وضعيت بهتري داريم. در شبكه دسترسي در سطح ملي گسترده شده ايم و شبكه تلفني كشور هم از حدود سال 82، 83 وضعيت صددرصد ديجيتالي دارد، بنابراين شما در هر نقطه از كشور مي توانيد با امكانات بسيار ساده به اينترنت دسترسي داشته باشيد.
    
     اما اين كه ما از اين امكان خوب استفاده مي كنيم و ظرفيت هاي دسترسي به اينترنت خوب است يا نه، بايد بگوييم خير، سرويس اينترنت بسيار ضعيف شده، تعداد كاربران زياد شده ولي مطابق نياز و سطح توقع در اين زمينه پيشرفت نداشته ايم. پهناي باند كمتري در اختيار است و سياست هاي توسعه سرويس دسترسي، سياست هاي سعي و خطا و عموما اشتباه است.
    
     در دنيا اين مسائل تجربه شده و ما نبايد دوباره از اول چرخ را اختراع كنيم. ظرفيت بالا براي دسترسي خدمات اقتصادي و اجتماعي امري حياتي است، البته در كنارش بايد موضوعات امنيتي و فرهنگي را نيز لحاظ كنيم، ولي موضوعاتي از اين دست نبايد مانع شود تا توسعه عقب بيفتد. به درواقع جمع بندي اين مسائل اين است كه زيرساخت بهتر شده ولي كيفيت سرويس اصلا خوب نيست.
    
     به نظر شما مشكل از مديريت است، يا تفاوت نگاه مديران به اين مقوله كه لزو مي به گسترش نمي بينند؟
    
    مديريت هم تاثير دارد.
    پس اگر زير ساخت مناسب است و سرويس ها مناسب نيست، مي شود نتيجه گرفت كه مشكل مديريتي داريم. چون زير ساخت و بخش نرم افزاري بر بستر مخابراتي كشور تكيه دارند و آن بستر هم به طور طبيعي برنامه رشد دارد، رشد مي كنند. گرچه اين رشد مثل اين مي ماند كه شما آشپزخانه اي مجهز با مواد اوليه مناسب ذاشته باشيد، اما از آن آشپزخانه غذاي مناسبي توليد نشود.
    
     الان منابع استفاده در كشور بسيار خوب است و از سال 80 به بعد وضع بهتري داريم. البته من در ارزيابي سرويس هاي مخابراتي انتقادات وسيعي دارم، ولي به طور كلي وضعيت مناسب است. حال اين كه چطور به مردم سرويس مي دهيم؛ مديريت مخابرات و شركت هاي سرويس دهنده، همه در اين زمينه دچار مشكل هستند، يعني SLA بسيار پائين است.
    
    در بخش نرم افزار، در جنبه هاي حقوقي به قوانين بيشتري نياز داريم، در اين بخش هم سرعت كند بوده است. در بخش رگولاتوري و قوانين دولتي، در بخش تشويق و تر غيب دستگاه ها به ارائه خدمات در محيط اينترنتي تاخير داشته ايم و اخيرا بهتر شده ايم.
    
    يعني دستگاهها به طور جبري متوجه شده اند كه شبكه اينترنت مي تواند بار اجرايي آن ها را كم كند و در نتيجه به موضوع توجه پيدا كرده اند. از ابتدا اين گونه نبود، ولي وقتي پروزه سوخت و پروژه هاي مشابه انجام شد متوجه شدند كه مي توانند بخشي از بار ورودي به سيستم هاي دولتي را كم كنند و بالتبع الان توجه به استفاده از اينترنت و فناوري اطلاعات در ارائه خدمات دولت الكترونيك بهتر شده ولي منجر به ارائه سرويس جديد نشده است.
    
     در حوزه بانكداري الكترونيك هم توسعه زيادي اتفاق افتاده است. الان نزديك به 50 ميليون كارت در اختيار جامعه است و دستگاهها و نهاد ها متوجه شده اند كه مجبورند به اين سمت بروند. مثلا انواع قبوض كه يك بار تر افيكي بيش از 800 ميليون مراجعه در سال به بانك ها را ايجاد مي كند، آرام آرام از دوش بانك ها كنار مي رود. طبيعي است كه اين امر به اجبار اتفاق مي افتد، در حالي كه سال هاي گذشته هر چقدر به شكلي كاملا منطقي اصرار مي شد كه بايد به سرعت آماده شد، غفلت مي شد.
    
    اين جبر باعث مي شود كه مجبور به تصميم گيري هاي سريع و . . . دچار شتابزدگي شويم. خيلي از اين اتفاقات براي رسيدن به نتيجه خوب احتياج به زمان دارد، با پول مي شود ابزار خريد ولي سرويس و خدمات فقط با پول راه نمي افتند، كار نيروي انساني زبده در طول يك زمان مناسب هم لازم است.
    
    به هرحال مي توان گفت كه ما به صورت اجباري پيشرفت كرده ايم ولي در ساماندهي تاخير داريم.
    
     مشكل اصلي هم از آنجا ناشي مي شود كه مركز هدايت در عرصه فناوري اطلاعات كشور بين چند نقطه تقسيم شده و اين نقاط هم با هم اختلافات نظري دارند و هم به علت كمبود تجربه در اين زمينه، كل سيستم دچار يك توقف خيلي خطرناك شده است.
    
     در حال حاضر آيا طرحي موسوم به طرح تكفاي 2 اصلا وجود خارجي دارد؟
    
    اگر منظور از اسم تكفاي 1 و 2 اشاره به بازه زماني باشد، به بياني بله. جمع بندي ما در سال 83 اين بود كه اين سازوكار براي آينده دوام ندارد و به همين دليل حدود 20 طرح از طرح هاي اصلي را در دل قانون برديم و پيوست بودجه دستگاهها كرديم.
    
     گويا برخي از اين دستگاهها تا آخر سال 88 بودجه دارند.
    تا آخر برنامه چهارم براي شان بودجه پيش بيني شده بود و دستگاه متولي و خروجي كه بايد بدهند را معلوم كرده بوديم. به همين خاطر مي شود گفت كه برنامه ادامه داشته و در حال انجام است.
    
     منتها يكپارچگي و انضباط و نظارت بر تحقق مراحل وجود ندارد و لازم است كه ارزيابي شود. من داوري قطعي ندارم كه چقدر پيشرفت داشته ايم ولي به هر حال برنامه به صورت نيمه روشن ادامه داشته است.
    
     آيا برنامه جديدي مدون شده است يا همان برنامه گذشته در حال اجرا است؟
    
    در دولت جديد از چند مسير براي به تدوين برنامه تلاش شد. اولين خطا اين بود كه مجموعه دانشي را كه در كشور توليد شده بود، در نظر نگرفتند. ما نبايد به دليل سلايق سياسي سرمايه هاي علمي كشور را كنار بگذاريم، فارغ از شخص خاصي بايد اذعان كنيم كه به هرحال برنامه تكفا ماحصل تلاش هاي 2 دهه كشور بوده و يك منطق مهندسي داشته است.
    
    ما نبايد منطق مهندسي را كنار بگذاريم و بخواهيم دوباره كاري كنيم. با نفي تجربه و دانش قبلي و تلاش براي اين كه گفته شود چيزي وجود نداشته و ما مي خواهيم برنامه جامعي بنويسيم، فقط وقت تلف شده است. تا كنون هم هيچ برنامه خاصي ارائه نشده و فقط نسخه اي تهيه شده كه مي شود گفت فقط توصيف كلي اهداف است كه سخن نو و يا راه حل عملي جديدي ارائه نمي دهد. فقط تلاش كرده ايم تا بعد از نزديك به سه سال يادداشتي تهيه كنيم كه بگويد صورت الكترونيكي آموزش و بهداشت و... خوب و مفيد است، اين هم كه حرف جديدي نيست و در هر سايتي وجود دارد.
    
    ما چه لازم داشتيم؟ ما احتياج داشتيم بر كاربري، نحوه پياده سازي، همكاري هاي بين بخشي و از اين دست مسائل توجه شود. اواخر دوره قبل براي پاسخ دادن به اين سوالات با يك شركت ايراني مشترك با يك شركت خارجي قرارداد مشاوره اي بستيم تا تجربيات اجرايي كشورهاي پشرفته در قلمرو فناوري اطلاعات بتوانيم برنامه راهبردي اجرايي سطح كلان ملي تدوين كنيم .
    
     در آن برنامه كه حالا به تكفا 2 موسوم شده دنبال آن نبوديم كه دوباره يك كتاب بدهيم كه چه خدمات الكترونيكي خوب است و از اين قبيل. همان مشاور هلندي كه تغيير كرد؟
    
    بله. ما دنبال اين بوديم كه تجربيات كشورهاي پيشرفته در اين زمينه چگونه اتفاق افتاده است، كجاها شكست خورده اند، كجاها موفق بوده اند و... من در گفت وگو با آن مشاور خارجي گفتم كه مي خواهم پروژه هاي شكست خورده اروپا را بشناسم به خاطر اين كه شكست هاي آنها براي ما درس دارد.
    
     بايد تا جايي كه ممكن است از شكست پرهيز كنيم، به خاطر اين كه اگر در يك پروژه شكست بخوريم، ممكن است بتوانيم پول را دوباره به دست بياوريم ولي زمان را نمي شود دوباره بدست آورد.
    
    به همين دليل احتياج داشتيم بدانيم كه مثلاً آنها براي سازماندهي ماليات الكترونيكي در سطح ملي چه كرده اند، كدام پروژه ها را زودتر اجرا كرده اند و كجا به مشكل برخورده اند. اين ارزش دارد. گفتيم اين ها را جمع مي كنيم تا به عنوان برنامه اجرايي Action Plan از آن استفاده شود، گرچه به دليل ناهماهنگي هاي پيش آمده اين برنامه بيش از يك سال و نيم متوقف شد.
    
     مشاور هلندي به خاطر اختلافات پيش آمده كنار گذاشته شد، اما خوشبختانه با تلاش و هوشياري مديريت امروز دبيرخانه مشاور جديدي براي پروژه انتخاب شده است. يك مشاور ايرلندي كه سابقه كار در كشور را هم دارد در پروژه حضور دارد.
    
     در داخل هم با دعوت از نخبه ها و كارشناسان سعي شد با استفاده از جريان فكري داخلي و بين المللي دوباره اين موضوع فعال شود. در حال حاضر اين برنامه در مراحل نيمه نهايي است و انتظار ما اين است كه اين مطالعه در بخش پاياني خود به ما بگويد در عمل چه اصلاحات و تصميماتي داشته باشيم و اگر زودتر به نتيجه نهايي بدست آيد ، اين امر مي تواند دستمايه اي براي برنامه توسعه پنجم كشور باشد.
    
     به نظرم بايد بپذيريم كه وقتي طرحي مثل تكفا اجرا مي شود، براي بسياري از كارشناسان و اصحاب رسانه مضاميني مثل آمادگي الكترونيك و رتبه ديجيتالي و از اين قبيل گزارش ها اهميت پيدا مي كند.
    
    از طرفي مردم هم در اين چند سال با استفاده از محصولات و خدمات ديجيتالي، مشكلات و فوايد اين فناوري را لمس كرده اند، ولي يك نگراني وجود دارد كه گويي ما در همان طبقه اول اين ساختمان مانده ايم و درجا مي زنيم و در بهترين حالت، همان طبقه را تزيين و بزك مي كنيم.
    
    آيا وقت آن نرسيده كه طبقات بالاتر اين ساختمان هم افتتاح شود؟
    
    چند اتفاق ديگر هم افتاده كه بايد به آن بپردازيم. ما قبل از تكفا به اندازه امروز روزنامه و مجله تخصصي در اين حوزه نداشتيم. مي شود گفت همزمان با تكفا صاحب يك لايه از رسانه هاي تخصصي شديم كه اين اتفاق بسيار مهمي است.
    
    از طرفي ما با هماهنگي و پشتيباني وزارت علوم وقت هم در سطح دانشگاه ها و هم در سطح دانشگاه هاي علمي -كاربردي در آموزش و تر بيت نيرو هاي متخصص دانشگاهي در تما مي مقاطع اين رشته بسيار گسترده عمل شد؛ ولي به خاطر نبود يك مركز هماهنگ كننده در اين زمينه به صورت مناسبي فرهنگ سازي صورت نگرفته و مردم هم به صورت جبري در تماس با پديده هاي جديد زندگي، كم كم با اين فناوري آميخته شده اند.
    
    
     الان بسياري از خدمات اينترنتي شده، چه در حوزه هاي عام و چه در حوزه هاي تخصصي. به اين تر تيب به مردم نشان داده شده كه اگر سرويس خوبي درست به آنها معرفي شود، زود اعتماد مي كنند.
    
     به طور مثال هنگام ثبت نام موتورسيكلت ها در جريان كارت سوخت ، آمار دقيقي از تعداد موتورسيكلت ها وجود نداشت. قبل تر چندين بار فراخوان داده شده بود، ولي از آن استقبال چنداني نشده بود.
    
     از آنجا كه موتورسيكلت عموما متعلق به اقشار متوسط رو به پائين جامعه است، گفته مي شد ثبت نام اينترنتي روش چندان مناسبي نيست و جواب نمي دهد، ولي عملا بعد از طي 4 تا 5 ماه از روند ثبت نام اينترنتي، اتفاق كم نظيري افتاد. از روستا ها و عشاير و دورترين نقاط كشور به مركز هم ثبت نام هاي اينترنتي داشتيم. كافي نت ها هم بسيار فعال شده بودند، چرخش اقتصادي هم به وجود آمد و در انتها بيش از 4 نفر براي ميليون موتورسيكلت ثبت نام كردند. ليكن در مرحله ثبت نام وانت ها پيشنهاد شد كه شكل ثبت نام را اختياري بگذاريم، نتيجه كار بسيار شگفت انگيز بود، در آن مرحله نيز بيش از 90 درصد از طريق اينترنت ثيت نام كردند.
    
    منظور اين كه مردم به سرعت متوجه شدند اين روش بهتر و قابل اعتمادتر است و اين نشان مي دهد كه آمادگي الكترونيكي در مردم هست، فرهنگ سازي هم به طور نسبي اتفاق افتاده است.
    
     اما براي گسترش كار در دو جهت بايد تلاش كرد، هم توسعه زيرساخت ها و هم مكانيزه و الكترونيكي كردن همان طبقات ساختمان مذكور. درست مي گوييد، در اين حوزه دچار يك غفلت سه ساله شده ايم و الان هم به اين سمت حركت هايي صورت گرفته است. مشكل اصلي ما ساختار اداري كشور است كه بايد تغيير كند. در ساختار موجود دستگاهها منفرد عمل مي كنند و هر كاري بخواهند انجام مي دهند؛ مگر آن كه زور دولت بالاي سرشان باشد. همكاري بين بخشي در به وجود آمدن يك سرويس شرط لازم است. اين ها چيزهايي است كه اين روزها در عمل مي بينيم و ياد مي گيريم.
    
     به نظر شما برنامه پنجم آي تي محور خواهد بود؟
    
    ببينيد، چه آگاهانه انتخاب كنيم و چه ناآگاهانه، استفاده از فناوري اطلاعات اتفاق مي افتد. مشكلي كه من مي بينم آن است كه ما به سمت استفاده از تكنولوژي مي رويم ولي گاهي با چشماني باز و همراه با شناخت و انتخاب و احتراز از صدمات احتمالي با حداكثر سرعت و بهره وري مناسب اقدام مي شود و يك وقتي به سوي استفاده از آن با چشماتي بسته به ناچار كشيده مي شويم، به زمين مي خوريم و افتان و خيزان حركت مي كنيم.
    
    اگر با چشم باز، مطالعه درست، همدلي و هماهنگي و همفكري همه اهل فن و متخصصين و پشتيباني لايه سياسي و مديريتي كشور جلو برويم، مي توانيم بهترين راندمان را بگيريم. من به سهم خودم تلاش مي كنم تا در هر حوزه اي كه از جهت تخصصي وارد مي شوم، اين اتفاق بيفتد. اگر ما نتوانيم با هم همكاري تخصصي و علمي توام با يك شفافيت صحيح داشته باشيم، هزينه ها را بالا برده ايم و زمان را طولاني كرده ايم.
    
     با توجه به همه تجارب گذشته، جايگاه مديريت و راهبري اين فناوري را در كشور كجا مي دانيد؟ آيا جايگاهي كه زمان مسووليت شما و دولت آقاي خاتمي وجود داشت، جايگاه مناسبي بود؟
    
    فناوري اطلاعات يك پديده توانمندساز بين بخشي است و اغلب كشورهاي آسيايي و اروپايي با مشكل يگانگي مديريت آن مواجه بوده اند. اما در آمريكا به دليل تفاوت ساختار اداري، اين مساله كمتر خودش را نشان داده است. اخيرا كره جنوبي با تر كيب وزارتخانه هاي ارتباطات و اقتصاد و منابع انساني، وزارتخانه جديدي بنام دانايي و اقتصاد تاسيس كرده تا ضمن حذف اين قبيل مشكلات راهبري توسعه دانش محور را نيز نهادينه نمايند.
    
     در اروپا عموما اين مساله را به سازمان هاي مديريت وبرنامه ريزي خود واگذار كرده اند.
    
    هر برنامه توسعه اي را مي توان به شكل يك ماتريس توصيف كرد. بخش هاي مختلف مثل كشاورزي، برق، انرژي، مخابرات و... خطوط عمودي و مسائل زيربنايي مثل آب و حمل و نقل و... خطوط افقي اين ماتريس هستند. الان ICT هم به عنوان يك محور افقي با اين خطوط عمودي تلاقي دارد. با يكي همپوشاني بيشتر دارد مثل مخابرات و با يكي كمتر.
    ولي اين دليل نمي شود كه به خاطر اين آميختگي ها كه در برخي جاها مثل مخابرات بسيار هم عميق است؛ زير نظر مخابرات برود و مخابرات خود را متولي كاربرد IT در كشاورزي و محيط زيست و... بداند. در نتيجه ، اين كار وظيفه سازمان مديريت است كه بيايد برنامه اي تلفيقي براي رشد آن در كشور بدهد، بعد در كوتاه مدت شورايي تشكيل مي شود شامل دستگاه هايي كه اين تلاقي در آنها اتفاق افتاده، با رياست رئيس دولت تا اين هماهنگي را اجباري كند.
    
     البته وقتي كه اين برنامه روي ريل افتاد ديگر به فشار رئيس جمهور هم نيازي نيست و كار طبق برنامه پيش مي رود. اين خلط مبحثي كه در كشور وجود و اصراري كه در مديريت وزارت ارتباطات وجود دارد، باعث ايجاد مشكل مي شود.
    
    در دوره قبل، من با سابقه و شخصيت مخابراتي مشاور سازمان مديريت و مشاور رئيس دولت بودم و اين مشكل حل شده بود و تلاش مي كرديم كه اين مساله نهادينه شود. سوال اينجا بود كه زير نظر رياست جمهور باشد يا سازمان مديريت كه من معتقد بودم بايد در سازمان مديريت باشد، ولي در شورا رئيس جمهور حضور داشته باشد. شما مي بينيد كه انحرافي كه در اواخر دوره پيش در قانون وزارت ارتباطات تصويب و بعد هم در اين دوره آغاز شد، چه اثراتي داشته است. وجود دو سه شورا كه هر يك كار خودش را بكنند مشكل ساز است، راه حل هم مشخص است و ديگران در كشور هاي مختلف آن را تجربه كرده اند.
    
     آقاي جهانگرد، طرح تكفا كمك هاي زيادي به بارار صنعت فناوري اطلاعات كرد و باعث رونق نسبي اين مجموعه شد، ارزيابي شما از وضعيت بخش خصوص ICT با توجه به ركود بحث تكفا، تغيير مديريت ها، ديدگاه ها و همچنين تحريم ها چيست؟
    
    من معتقد نيستم كه تحريم در اين حوزه عامل اصلي بوده است. به نظر من غفلت مديريت حوزه آي تي در دولت باعث ضربه زدن به بخش خصوصي شده است.
    در آن مقطع تعداد زيادي شركت كوچك و بزرگ خصوصي در تهران و شهرستان ها تاسيس شد كه در بازار كار مي كرد. رونق نسبي بازار به دليل اين نبود كه ما فقط بودجه تخصيص داده بوديم، بلكه به خاطر اعتمادي بود كه ببين دولت و بخش خصوصي ايجاد شده بود و به همين دليل منابع بخش هاي مختلف خصوصي هم در زمينه فناوري فعال شده بودند.
    
    ولي به يك باره در دوره جديد منابع اعتباري دچار اشكال شد، و بدتر از آن پروژه ها سردرگم شدند و نه تنها مديريت جديد پروژه هاي جديد تعريف نكرد، بلكه پروژه هاي كه از قبل بودند هم متوقف شدند. در نتيجه بخش خصوصي دچار بي اعتمادي شد و منابعي را كه وارد ميدان كرده بود جمع كرد.
    تعداد بسيار زيادي از شركت ها به خاطر نداشتن قرارداد دچار ضعف مالي شدند، بسياري از دور خارج شدند و آنها كه ماندند عموما با كمبود منابع مالي مواجه هستند. اخيرا تخصيص منابع به شكل بهتري در آمده ولي توزيع آن هنوز خوب نيست.
     نمودي هم ندارد.
    معلوم نيست اين اعتبارات در بازار چگونه خرج مي شود و به نظرم شفافيت در عملكرد آن لازم است تا هرچه زودتر اين بخش نجات پيدا كند.
    
    علت هم اين است كه نيروي شاغل در اين حوزه عموما نيروي نخبه محسوب مي شود و متاسفانه و يا خوشبختانه بازار كار براي اين طيف در خارج از ايران بسيار مناسب است.
    
    حتي با وضع موجود و مشكلات اقتصادي آن كشور ها، هنوز بازار آي تي براي كارشناسان اين حوزه مناسب است. آي تي نشان داده كه در زمان ركود اقتصادي يك عامل افزايش راندمان است. اگر ما بازار خودمان را تقويت نكنيم، نيروهاي زبده اي را كه در اين چند سال تر بيت شده اند، از دست مي دهيم و با توجه به اين كه در بين منابع مورد احتياج براي كار، منابع انساني از همه گران تر و كمياب تر هستند، مطمئنا به مشكل برمي خوريم. به همين دليل دولت بايد حتي با تخصيص منابع مالي اين نيروها را نگه دارد. بهمين دليل ايجاب مي كند كه دولت حتي با تخصيص منابع مالي اين نيروها را نگه دارد. اصرار بر تامين منابع فعاليت هاي زود بازده با انتظار رشداشتغال قطعا در اين بخش با حمايت صحيح اعتباري دولت اثرات حياتي تر بر رشد اشتغال متخصصين و تامين نيروي انساني نخبه در كشور دارد.
    
    اين كار هم با دادن وام و از اين قبيل نبايد صورت بگيرد، بلكه نهاد هاي دولتي و عمومي بايد با ارائه كار در بازار اين حوزه را زنده كنند. متاسفانه شفافيت در بازار كم شده است.
    
    با توجه به انتخابات اخير نظام صنفي، نگاه شما نسبت به اين مجموعه و كارايي آن چگونه است؟
    
    نظام صنفي يك دستاورد بسيار خوب در بخش خصوصي بوده است و وجود آن در اين دوره، حداقل به عنوان تر يبوني براي بخش خصوصي و تبدل مطالبات به يك خواست صنفي بسيار لازم ونمود داشت. انتخابات اخير هم به غير از چند بداخلاقي كوچك كه اميدواريم ديگر تكرار نشود، انتخابات خوبي بود و اميدوارم گروه جديد با استفاده از تجربيات دوره قبل موفق تر باشند.
    
     آخرين سوال مان به سكوت اخير شما درباره اتفاقات حوزه ICT است. من جز در مورد بحث خصوصي سازي مخابرات موضع گيري مشخص ديگري از شما نديده ام.
    
    در كشور ما متاسفانه هر پديده اي سريعا دچار يك انگ سياسي مي شود. من به دولت قبل و طبيعتا به يك جريان سياسي منتسب هستم و علي رغم تلاش بسيار براي برخورد تخصصي با مسائل، به محض موضع گيري، دوستان مورد خطاب كم تحملي و تعبير سياسي مي كنند و لذا عيوب در گرد و خاك سياسي پنهان مي شود. من در مورد وضعيت مخابرات كشور و سرويس هايي كه ارائه مي شود، كاملا سكوت اختيار كرده ام. در باره آي تي كشور هم همين طور، و اين به دو دليل است؛ يكي اين كه فضا باز باشد تا مديران جديد كارشان را انجام دهند تا امروز بتوانيم به راحتي و فارغ از سلايق سياسي درباره كارنامه شان قضاوت كنيم و دوم اين كه مي خواستم از سياسي شدن و دچار بداخلاقي هاي سياسي و جناحي شدن اين مسائل جلوگيري كنم تا حقيقت در اين بين پنهان نشود.
    
    الان حقيقت كاملا برجسته است، كيفيت سرويس هاي مخابراتي بسيار نازل است. ما به مشكلات حل شده يك دهه قبل دچار شده ايم، الان شما در ساعت پيك روز بوق آزاد نداريد، صفر شهرستانها و دو صفر را بايد چند بار بگيريم، ممكن است آمار داده شود كه تعداد خطوط مان زياد شده ولي آنها كه اهل فن هستند مي دانند كه سيستم پوك شده است.
    
    سرمايه گذاري براي تامين خطوط اصلي ارتباطي كشور انجام نشده، تعداد مشتركين تلفن همراه مهمترين بيلان كار شده، تعداد مشتركين ثابت سقوط كرده و كيفيت سرويس هاي ثابت و موبايل فوق العاده پايين آمده است. در حوزه اينترنت كه اوضاع به فاجعه شبيه است. در نتيجه در حال حاضر سرويس خوبي وجود ندارد. قصد داشتم در يك مجمع علمي شرايط موجود را، نه براي تخطئه كه براي تصحيح عملكرد ها ارزيابي كنم، تخطئه براي كشور سرويس نمي شود. هيچ انگيزه سياسي براي كوچك كردن كار ديگران ندارم، بالاخره اين كساني كه در حال كارند، دوستان و همكاران ما هستند و اميدوارم كه موفق باشند. دوره وزارت و مديريت خيلي زود تمام مي شود و نوبت به ارزيابي مي رسد. شما به عنوان روزنامه نگار و چشم مردم فارغ از دوستي ها و سلايق سياسي كار همه ما را مي بينيد و ارزيابي مي كنيد. به هرحال به نظر من مديريت ارتباطات كشور در بخش هاي توسعه سخت افزاري تا حدودي موفق بوده، اما در بطن سيستم به لحاظ مهندسي موفقيتي نداشته ايم.
    
     آقاي جهانگرد، از وقتي كه به ما داديد سپاسگزاريم.
    
     من هم تشكر مي كنم و اميدوارم اين صحبت كه براي اولين بار همراه نقد و تحليل وضعيت فعلي ICT كشور بود راهگشا باشد.
    
    

تعداد خوانندگان اين مطلب: 398


       مشاهده فهرست مطالب شماره 16
 
 
 
 
 
 
 
کليه حقوق محفوظ و متعلق به ماهنامه تحليلگران عصر اطلاعات است.